استناد به اسکرین شات ها بعنوان دلیل در دادگاه

آیا اسکرین شات در دادگاه و مراجع قضایی قابل استناد است؟

اینجانب به عنوان وکیل پایه یک دادگستری در مواجهه با موکلینم بسیار مشاهده میکنم که اشخاص در موبایل خود یا کامپیوتر در شبکه های مختلف اجتماعی با هم چت میکنند و بعد از آن یکدیگر را تهدید میکنند که از پیام هایت اسکرین شات گرفته ام و از طریق دادگاه علیه تو استفاده میکنم.
یا تهدید میکند اگر فلان کار را انجام ندهی اسکرین شات از پیام هایی که به من ارسال نموده ای را برای اقوامت پخش میکنم.
یا یکی از زوجین که به همسرش خیانت کرده و دیگری بر حسب اتفاق از روابط همسرش با نامحرم مطلع میشود و به نحوی از چت هایشان اسکرین شات تهیه میکند.

یا حتی ممکن است شخصی در پیامی که برای شما ارسال نموده به شما فحاشی و توهین کرده باشد و یا تهدید به امری شده باشید .
آیا میتوانید یا استناد به اسکرین شات از پیام دیگری در دادگاه به اتهام فحاشی توهین و تهدید شکایت کنید؟
آیا میتوانید از متن پیام ها اسکرین شات تهیه و در دادگاه علیه همسرتان به اتهام روابط نامشروع استفاده کنید؟
آیا اساسا امکان هرگونه شکایت کیفری و استناد به اسکرین شات ها وجود دارد ؟
پاسخ مثبت است.
برخلاف تصور رایج مردم که چت در تلگرام و وایبر، فیس‌بوک و شبکه‌های اجتماعی دیگر، ایمیل، صدای ‌ضبط ‌شده و فیلم را جزو دلایل قابل استناد به‌ شمار نمی‌آورند، باید بدانید قانون این موارد را بعنوان « ادله الکترونیک » را به‌ رسمیت شناخته است.

بنابراین علاوه براینکه لازم است شما هنگام  گفتگو با دیگران و  ارسال پیام در شبکه های اجتماعی رعایت اخلاق و ادب و احترام را بنمایید باید بدانید اگر کسی در شبکه ها اجتماعی مزاحم شما شد یا به شما توهین و فحاشی کرد یا شما را به نحوی مورد تهدید قرار داد، تمام این محتوا ها در دادگاه به عنوان دلیل تحت شرایطی که میبایست قبل از اقدام به شکایت با وکیل مشورت کنید، پذیرفته میشود.
دادگاه برای اینکه بتواند با استناد به یک دلیل الکترونیکی حکم صادر کند باید قبل از هر چیز اصالت آن دلایل را احراز کند.اصالت ادله الکترونیکی توسط کارشناسان رسمی دادگستری در حوزه ی فناوری قابل تشخیص است که پس از ارجاع به کارشناس صحت اسکرین شات ها و پیام ها و سایر مدارک شما را تایید میکنند و نهایتا مبنای صدور رای قرار میگیرد.

اما آنچه نباید فراموش کنید این است که اگر قرار است مدارکی علیه دیگری جمع آوری کنید نباید بصورت غیر قانونی باشد.مثلا اگر هنگام خیانت همسر با هک نمودن گوشی یا ایمیل یا اکانت وی اسکرین شات تهیه کنید نه تنها در دادگاه مورد پذیرش قرار نمیگیرد ؛ حتی ممکن است بر علیه خودتان اقدام مجرمانه تلقی و موجب محکومیت کیفری خود شما بشود.طبق قانون : هرگونه عمل نفوذ بدون اجازه دسترسی از فرد یا افراد مالک سیستم هک محسوب می شود.

همچنین اقدام شما به انتشار و پخش نمودن چت های خصوصی و اسکرین شاتهای متهم به هر منظور (بردن آبرو و یا جهت مجبور نمودن به انجام کاری...) عنوان مجرمانه دارد . قانون‌مجازات‌ اسلامی، صراحتاً درماده 16 قانون جرایم‌ رایانه‌ای افشای اسرار خصوصی دیگران را جرم دانسته و مجازات آن را جزای ‌‌نقدی و تا دو سال حبس در نظر گرفته است.
صرف تهدید نمودن به پخش پیام ها و اسکرین شات و عکس خصوصی نیز قابل تعقیب کیفری است حتی اگر آن عمل را انجام ندهد .

برای مثال کاربری سوال نموده که دختری چهارده ساله دارم که  مدتیست با یک پسر ۲۰ ساله رابطه دوستی برقرار کرده است و در حد تلفنی و چت کردن بودن تا اینکه روز گذشته پسر به دخترم میگوید اگه به فلان خواسته ی من عمل نکنی عکسهایی که از طریق تلگرام برایم ارسال نموده ای را پخش میکنم.
طبق ماده 669 قانون مجازات اسلامی : «هر کس دیگری را به هر نحو به قتل یا ضررهای نفسی و شرافتی یا مالی یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگان او تهدید کند، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را کرده یا نکرده باشد، به مجازات شلاق تا 74 ضربه یا زندان از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

 نوشته سودابه تائبی _ وکیل پایه یک دادگستری

 

کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده ممنوع میباشد.

 

وکیل پایه یک دادگستری هم اکنون آماده پاسخگویی است. جهت مشاوره آنلاین اینجا را کلیک کنید.

 

سوالات کاربران :

 


 

آیا زن می تواند با اسکرین شات و پرینت از گوشی شوهرش،از زنی دیگر که با همسرش رابطه نامشروع داشته شکایت کند؟


 سلام یک سالی هست عقد کردم و الان که به مشکل برخوردیم همسرم با انواع و اقسام اسکرین شات ها سعی بر این دارن که ثابت کنن من توهین و تهمت و... به خودش و فامیلش نسبت دادم برای دفاع باید چیکار کنم- خواهش میکنم کمکم کنید .


 چت اینستاگرام‌

با سلام آیا با اسکرین شات میشه اثبات کرد رابطه نامشروع نبوده من اصلا شاکی رو نمیشناسم و نمیدونم مال کدوم شهر است.فقط چن دتا حرف نامربوط از سمت من‌ زده شده که اون گفته این حرفارو نزن.


روابط مجازی
با سلام
متاسفانه برادر من با یک خانم از فامیل ارتباط تلگرامی(به صورت چت و ویس) داشته.البته همان زمان پاک کرده.شماره هم را نداشتند و فقط با آیدی بوده.
الان شوهر این خانم فهمیده و ویس ها و اسکرین شات را دارد.
در صورت شکایت چه باید کنیم؟ 


هک اینستاگرام
زن بنده اینستاگرامم را هک کرده و وارد صفحه شخصی بنده شده و پیام های من رو با شخص دیگه پیدا کرده و از آنها اسکرین شات گرفته و اکنون تهدید میکنه اگه طلاق توافقی ندی پیام ها رو بین عموم انتشار میدم، حال آیا حق طلاق از بنده رو داره؟ و آیا از لحاظ قانونی اگه انتشار بده جرمی از سوی زنم محسوب میشه یا نه؟


تهدید در تلگرام
سلام برادر بنده بنا به جوان بودنش و کله شق بودن از این چیزها.............. 20 سالشه داداشم
در تلگرام شخصی رو تهدید کرده که میری بیرون مواظب خودت باش و فلان..........و طرف هم از پیام های بردارم و خودش اسکرین شات گرفته به عنوان مدرک و گفته شکایت میکنم از شما
با اینکه برادرم اکانتش رو حذف کرده ار ریشه و سایت اصلی تلگرام _و زیر بار نمیره اصلا
من به عنوان داداش بزرگترش تا حدی میدونم اگر طرف مقابل از ما شکایت کنه قاضی حق رو به اون میده و ما محکوم میشیم
بنده با هاش تماس گرفتم خواستم راضیش کنم بچه بوده حرفی زده شما ببخشید
قبول نمیکنه و میخواد شکایت کنه به نظر شما من چیکار کنم برای دادشم ؟؟؟
اگر قاضی حکم دهد که برادرم تهدید کرده قاضی چه حکمی میبره جزای مادی یا زندان ؟؟؟
واقعا گرفتار شدیم به خاطر بچه بازی دادشم
شما بنا به تجربه تون چه راه حلی جلوی من میزارید ایا تنها راه اینه که رضایتش رو جلب کنیم

 


مجازات توهین در فضای مجازی چیست؟
با سلام.
بنده طراح سایت هستم. یک مشتری داشتم که به علت پول کمی که میداد از قالبهای رایگان با رضایت خود او و توافق از قبل انجام شده استفاده کردم. همچنین ده روز این فرد پاسخگوی سوالات من در رابطه با طراحی نبوده است.
اکنون دعوای قالب آماده و جلو نرفتن کار را با من می کند و القاب رکیکی برای خانم بنده و فحش هایی را برای خود بنده را به صورت تلفنی و تلگرامی نوشته است که من از چت مان شات اسکرین گرفته ام.
آیا امکان رهگیری و شکایت وجود دارد؟


کلاه برداری اینترنتی
با عرض سلام و احترام
حدود سه ماه پیش برای فروشگاه اینترنتی خود از یک سایت ک از سایتهای خارجی جنس میخرد سفارش دادم و مبلغ سفارشاتم را پرداخت کردم (1.5 میلیون تومان) و قرار شد یک ماه بعد اجناس ب دستم برسد ، با پیگیری مداوم یک سری از اجناس را دو ماه بعد تحویل دادند و اکنون ک سه ماه گذشته هنوز خبری از باقی اجناس به ارزش 1 میلیون تومان نیست ، بعد از پیگیری زیاد قرار شد مبلغ به حسابم برگردانده شود و از پیامها اسکرین شات گرفته ام. اما همچنان بدقولی نموده و باقی اجناس را دریافت نکرده ام ، سوالم این است ک باید از طریق پلیس فتا شکایت کنم ؟ و چه راهی پیشنهاد میکنید تا زودترین زمان پولم را پس بگیرم
سپاسگزارم

 


با سلام. به شخصی تهمت زده اند که مزاحم یک خانمی شده ای . در بحث استعلام از مخابرات و پرینت خط تا چه مدت امکان استعلام متن پیام امکان دارد؟
و سوال دیگر اینکه اگر بنده از پیامک هام قبل حذف عکس گرفته باشم میشه استفاده کرد؟

 


 

من چندماه پیش به خاطراختلافاتی که باهمسرم داشتم اومدم خونه پدرم هستم وهروقت به شوهرم میگم بیاتوافقی جداشیم ومن هیچی ازتونمیخوام ومهریه ام رومیبخشم راضی نمیشه وشروع به فحاشی کردن میکنه وبارهااین اتفاق افتاده.من با پیامک باهاش درارتباط هستم ومدارک من به صورت پیامک که فرستاده وفحاشی کرده ...از پیام هاش عکس گرفتم .قابل استنادهست؟


 

آیا مطالب منتشر شده در تلگرام میتونه علیه یا له کسی بکار گرفته بشه؟


چند ماه پیش متوجه ارتباط شوهرم با ی دختر که مربی ایروبیک هست شدم. شوهرم کارش ورزشی است اشناییشون گفت به خاطر کارو مربی گری و..‌
من خیلی بهم ریختم یعنی زندگیم به مو رسیده ی دختر ۲ونیم ساله دارم
شوهرم میگه اشتباه کردم من هدفم کمک به این خانوم بود منتها ایشون مرتب زنگ میزده به من و میگفته کارت مربی گریمو ارتقا بده و همینا باعث ارتباطشون شد
البته من پرینت خط شوهرمو گرفتم شوهر منم به این خانوم روزی ۱۰ بار زنگ میزده
من به شوهرم گفتم باید از این خانم شکایت کنه ایشونم قبول کرده. اسکرین شات از چت هایشان دارم ولی شوهرم اطلاع ندارد.
آیا شکایت ما باید در دادسرا باشه و چجوری باشه ؟ چه متنی باید بنویسیم ؟ ایا از نظر قانون این خانم مجرم هست که کانون ی خانواده رو بهم زده و برای ی مرد زن و بچه دار تور پهن کرده.


سلام خسته نباشید
من یک سال هست که عقد کردم و مدتی هست که با همسرم به مشکل خوردیم
ایشون و دوستانشون با سند و مدرک سازی قصد دارن که منو مجرم نشون بدن و بگن که در تلگرام به خودشون و خونواده و فامیلشون توهین کردم و با استناد به اسکرین شات از تلگرام در حالی که من از خودم مطمئنم و به ایشون توهینی نکردم جز موردی که عذر میخوام ایشون به من توهین کردن و من هم گفتم خیلی خری و احمق
ببخشید این کلمات به کار بردم.
ولی ما بقی حرف هاشون اصلا قبول ندارم.جدا از این وکیلیرا مجاب کردن که ازمن شکایت کنن (طبقه گفته های خودشون) نمیدونم صحت داره یا نه
و براشون عکس فرستادن که خانومم اسم شما رو جعل کرده در حالی که من اصلا ایشون نمیشناسم. لطفا راهنمایی کنید.

 


من یه دختر 25 ساله هستم و با پدرم زندگی میکنم. پدرم سالها به خاطر شرایط کاری دور از خانواده بودند ولی الان سه سال هست که تهران مستقر شدن و من با ایشون زندگی میکنم.
مادرم همراه برادر 28 ساله م رشت هستند.
متاسفانه پدرم طی سالهای زندگی بارها خیانت کردن و مادرم به دلیل وجود ما و نداشتن پشتوانه مالی بخشییدن و زندگی کردن.
الان هم که جدا زندگی میکنن و طلاق نگرفتن.
من دیروز با چک کردن گوشی و تلگرام پدرم متوجه شدم ایشون دوست دختر دارن.
مادرم میتونن شکایت کنن و حقشون اعم از مهریه و کلا حقشون از زندگی مثلا خونه یا پول بگیرن؟
خانومی که با ایشون رابطه داره نهایتا دو سه سال از من بزرگتره و اینجور که متوجه شدم خانومه میدونه پدرم همسر داره ولی جدا زندگی میکنن.
متاسفانه شرایط منم جالب نیست. منتظر ویزام هستم که برای تحصیل مهاجرت کنم. اگر مشکلی پیش بیاد پدرم این حق رو داره که از پرداخت هزینه های من سر باز بزنه؟
ببخشید که موضوع مطرح شده طولانی شد.
ممنونم
و اینکه ما چجوری رابطه ایشون با اون خانوم رو میتونیم ثابت کنیم؟
من با گوشی خودم روی تلگرامشون آنلاینم. در واقع رمز تلگرامش رو برداشتم.
چتشون رو میتونم بخونم. ولی همش پاک میکنن همه چیز رو
چندتا عکس دارم که گویا باهم رفتند شمال
و اسکرین شاتها رو چطور به تایید کارشناس دادگستری برسونم؟ آخه حرف خاصی هم نزن که بشه بهش استناد کرد. حرفای معمولی.ولی عکس دارن با هم شمال
به ما گفت میره ماموریت اگر گزارش پلیس رو نداشته باشیم (چون احتمال اینکه بتونیم مچشون رو بگیریم) میتونن موقع طلاق با اسکرین شات و عکس به دلیل خیانت شکایت کنن؟


 من بافردی اشنا شدم برای ازدواج.وقتی که متوجه شدم.که مناسب هم نیستیم.تصمیم گرفتم رابطه را تمام کنم.ایشون یه روز به من زنگ زد گفت ضامن کسی شدم قسطش نداده حقوق و تمام حسابام مسدود شده ازمن مبلغ ۵میلیونپول خواست.گفت دستی بده.حسابم مسدوده.گفت چک دارم.چکم برگشت میخورهدادم بش.چندوقت بعد دوباره ۶تومن دادم دستی.گفت تاعید بت میدم.ولی خبری نشد.بعد پیام دادم بش گفت نمیشناسم.تااینکه چندوقت پیش به یه نفرگفتم به عنوان وکیل بش زنگ بزنه تهدیدش کنه.چندوقت پیش باشماره دیگه بش پیام دادم.خودم معرفی کردم

جواب دادگفت چراوکیل گرفتی.
فقط عکس تلگرام دارم ازش به عنوان مدرک.فقط کپی تلگرام اسکرین شات دارم.
گفته گرفتارشدم ولی تا حالا جواب نمیداد.من میخوام ازش شکایت کنم.


 

وکیل پایه یک دادگستری هم اکنون آماده پاسخگویی است. جهت مشاوره آنلاین اینجا را کلیک کنید.


سلام وقتتون بخیر باشه.همسر بنده حدود دو ماه بعد از خودکشی که انجام داده از بیمارستان رفته خونه پدرش.دیگه هم هرچی بزرگتر فرستادم دنبالش میگه نمیام و طلاق میخوام.

حالا از طریق فامیل فهمیدم تلگرام بنده رو هک کردهو از پیام هایی که من دادم به دخترها اسکرین شات گرفته.میخواستم بدونم این اسکرین شات ها مدرک محسوب میشه یا میتونه کاری بر علیه من صورت بده؟
ضمنا من اگه چتی هم انجام دادم همه مجازی بوده و اصلا تو دنیای واقعی نمیشناسم افراد رو. با تشکر.


سلام گرامی
وقت شما به خیر
ببخشید یک نفر ناشناس در اینستاگرام مزاحمم شده و فحاشی کرده و بعد دلیت اکانت کرده من از فحاشیش اسکرین شات گرفتم آیا اگه شکایت کنم پلیس فتا میتونه از طریق آی پی اونو شناسایی کنه و شماره شو پیدا کنه؟ چون اکانتشو حذف کرده
ممنونم


یک نفر از من شکایت کرده و میگه پیش پلیس پرونده تشکیل داده
ایشون از من چیزی‌ خریدند در مجازی به مبلغ ۱۰۰تومن
منم توضیحات کامل‌رو دادم
ولی باز بعدش پول رو ریختند کاری هم تحویل گرفتند و بعدش گفتند من نمیخوام و پول رو پس بده
من پول رو ندادم چون کالا رو تحویل گرفته بودند و واقعی بود
حالا ایشون اول به من فحش دادند من هم بعدش همین رو گفتم
مدرکشون هم اسکیرین شات و ضبط صدا هستش
حالا چطور احضاریه به دست من میرسه؟
شماره کارت داشتن واریز کردن
و ادرس سیمکارت هم برای یجای دیگست
الان چطور پیگیری میکنن و کی به دستم میرسه
و اگر‌پیگیری کنن اولین تاریخی که میتونن حسابم رو مسدود کنن کی هست؟
و موفق میشن با اسکیرین شات و ویس با اینکه چیزی هم تحویل گرفتن؟

 


 

وکیل پایه یک دادگستری هم اکنون آماده پاسخگویی است. جهت مشاوره آنلاین اینجا را کلیک کنید. 

 

سوء استفاده از عکس و فیلم های خصوصی

با سلام من با آقایی به مدت شش ماه نامزد بودم ایشون عکسایی از من دارند که برای خواستگارم فرستادند و همینطور  ایشون پیجی هم در اینستا دارند با نام و مشخصات من که با اون فعالیت میکنند و  با همون پیج هم تمام عکسها و فیلم های دوران نامزدی مون رو منتشر کردند. من الان چیکار باید بکنم؟

وکیل پایه یک دادگستری هم اکنون آماده پاسخگویی است. جهت مشاوره آنلاین اینجا را کلیک کنید.

پاسخ وکیل :

با سلام کاربر گرامی طبق ماده 16 قانون جرایم رایانه ای : « هرکس به وسیله سیستم‌های رایانه‌ای یا مخابراتی، فیلم یا صوت یا تصویر دیگران را تغییر دهد یا تحریف کند و آن را منتشر یا با علم به تغییر یا تحریف منتشر کند، به نحوی که عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از 91 روز تا 2 سال، یا جزای نقدی از 5 تا 40 میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.» 
همچنین در ماده 17 این قانون آمده است: « هرکس به وسیله سیستم‌های رایانه‌ای یا مخابراتی صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او منتشر کند یا در دسترس دیگران قرار دهد، به نحوی که منجر به ضرر یا عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از 91 روز تا 2 سال یا جزای نقدی از 5 تا 40 میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.» بنابراین اگر شما دچار چنین مشکلی شده اید باید به دادسرا مراجعه و از فرد مورد نظر شکایت کنید.

ضمنا قانون گذار وجود رابطه زوجیت را مانع از تعقیب کیفری ندانسته است. بنابراین به طریق اولی این دفاع که چه فردی عکس هایی از بستگانش را تکثیر و توزیع کرده نمیتواند شنیده شود،


چنانچه نیاز به مشاوره تکمیلی دارید میتوانید از طریق پروفایل اینجانب قسمت ارسال سوال اقدام کنید.

آیا جزای نقدی را میتوان تقسیط کرد؟

تقسیط جزای نقدی

آیا جزای نقدی قابل تقسیط است ؟

احمد مظفری
رئیس شعبه 18 دادگاه انقلاب اسلامی تهران

– آیا جزای نقدی قابل تقسیط است ؟ در خصوص اینکه جزای نقدی قابل تقسیط است یا نه دو نظر کلی بین قضاوت حاکم است بعضی آن را قابل تقسیط می دانند و عده ای دیگر غیرقابل تقسیط قبل از ورود به بحث ابتدا معنای لغوی حقوقی و اصطلاحی جزای نقدی را بیان و سپس به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم یکی از مجازاتهای مقرر در قانون جریمه نقدی است که قبل از انقلاب هم در قوانین پیش بینی شده بود مانند ماده 13 و 110 و 152 و 238 و 149 و ... قانون مجازات عمومی و در ماده 16 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 به آن اشاره شده است و همچنین طبق ماده 17 قانون فوق یکی از مجازاتهای بازدارنده قلمداد گردیده است . جریمه نقدی عبارت است از جریمه ای که وجه آن نقد باشد و نقد آن چیزی است که به وجه نقد و رایج پرداخت شود و یا پول یا بها آنچه فی الحال داده شود و در اصطلاح (مدنی – فقه ) صفت عقدی است که برای ثمن آن موعد نگذاشته باشند و آن در مقایسه نسیه آمده است و آن ثمنی است کلی و برای پرداخت آن موعد معین شده باشد . جزای نقدی عبارت است از اجبار متهم به پرداخت مبلغی وجه نقد و یا ایجاد نقص در اموال مجرم که قانون به عنوان مجازات جرم ارتکابی مقرر می کند و بطور کلی جریمه نقدی عبارتست از اجبار محکوم به اینکه مبلغ مقرر در حکم دادگاه را به خزانه دولت واریز نماید . و خود به دو صورت قابل تصور می باشد . اول – جزای نقدی بصورت ثابت و آن عبارت است از مبلغ معین با ذکر حداقل و حداکثر که پرداخت آن از سوی قانونگذار برای محکوم مقرر و مورد حکم قرار گرفته باشد و یا به عبارتی حداقل و اکثر جزای نقدی ثابت در قانون تعیین شود . دوم – جزای نقدی بطور نسبی و آن عبارت است از جریمه نقدی که براساس واحد یا مبنای خاص قانون دیگر که حسب مورد توسط دادگاه تعیین می گردد و یا اینکه میزان آن براساس واحد یا مبنای خاص قانونی احتساب گردد . بطور کلی جریمه نقدی را می توان با توجه به تعاریف فوق چنین تعریف نمود : جریمه نقدی عبارت است از مبلغ پولی که برای مجازات مجرم یا متخلف به پرداخت آن محکوم می شود . الف – جزای نقدی قابل تقسیط جزای نقدی می باشد چنین است : 1- طبق بند دال ماده 1 آیین نامه اجرایی ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیتها ی مالی مصوب 11/4/51 که آمده است : د – برای تادیه جزای نقدی تضمین یا وثیقه سپرده نشده یا قرار تقسیط داده نشده باشد از کلمه تقسیط در این بند استفاده شده است که قانونگذار تقسیط در جزای نقدی را پذیرفته است و اداره حقوقی هم در پاسخ این سئوال که آیا جزای نقدی را می توان تقسیط نمود یا خیر ؟ چنین نظر داده است : تقسیط پرداخت جزای نقدی وفق ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 11/4/51 و آیین نامه اجرایی ماده 2 قانون مذکور مصوب 7/9/51 شق د از ماده یک آیین نامه تجویز شده است . بعد از پذیرش این نظر سئوالی که مطرح می شود این است اختیار قرار تقسیط با چه مرجعی است اجرای احکام یا دادگاه صادر کننده حکم در این رابطه سه قول وجود دارد . 1- اختیار قرار تقسیط با دادگاه صادر کننده حکم است . 2- اختیار قرار تقسیط با اجرای احکام است . 3- اختیار قرار تقسیط با پیشنهاد اجرای احکام و موافقت دادگاه صادر کننده حکم می باشد . 1- اختیار قرار تقسیط با دادگاه صادر کننده حکم است . – قضاتی که اعتقاد به این نظر دارند چنین استدلال می کنند الف – طبق ماده 37 قانون اعسار مصوب 1312 که مقرر می دارد اشخاصی که دارایی نداشته و یا دارایی آنها کافی برای تادیه تمام بدهی نباشد ولی با عایدات شغل و حرفه خود بتوانند تمام یا قسمتی از بدهی خود را بپردازند محکمه (در مرد محکوم به ) و اداره ثبت (در مورد اوراق لازم الاجرا ) با در نظر گرفتن مبلغ بدهی و عایدات بدهکار و معیشت ضروری او میزان و مدت وعده اقساطی را که باید داده شود تعیین خواهد کرد . ب- ماده 303 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 که مقرر می دارد : اگر قاتل در شبه عمد در مدت معین قادر به پرداخت نباشد به او مهلت مناسب داده می شود (طبق ماده 12 قانون فوق دیه یکی از مجازاتهای مقرر در قانون می باشد ) ج – ماده 277 قانون مدنی که مقرر می دارد متعهد نمی تواند متعهد له را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم می تواند متعهد له را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم می تواند نظر به وضعیت مدیون مهلت عادله یا قرار اقساط دهد . د- ماده 652 قانون مدنی که مقرر می دارد در موقع مطالبه حاکم مطابق اوضاع و احوال برای مقترض مهلت یا اقساطی قرار می دهد . ه – ماده 27 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 15/4/73 که مقرر می دارد واحد اجرای احکام عهده دار اجرای احکام دادگاههای عمومی اعم از امور کیفری یا حقوقی می باشد و براساس قوانین اجرای احکام و دستور دادگاه صادر کننده حکم یا اجراییه ... و – ماده 66 قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات ) که مقرر می دارد : در کلیه مواردی که محکوم علیه لاوه بر محکومیت کیفری به رد عین یا مثل مالی یا اداری قیمت یا پرداخت دیه و ضرر و زیان ناشی از جرم محکوم شده باشد و از اجرای حکم امتناع نماید در صورت تقاضای محکوم له دادگاه با فروش اموال محکوم علیه بجز مستثنیات دین حکم را اجرا و یا تا استیفا حقوق محکوم له محکوم علیه را بازداشت خواهد نمود . تبصره : چنانچه محکوم علیه مدعی اعسار شود تا صدور حکم اعسار و یا پرداخت به صورت تقسیط بازداشت ادامه خواهد داشت با توجه به مواد فوق الاشاره نتیجه گرفته می شود قرار تقسیط ا دادگاه صادر کننده حکم می باشد . 2- اختیار قرار تقسیط با اجرای احکام می باشد . قضاتی که اعتقاد به این نظر دارند چنین استدلال نموده اند : الف – بند دال ماده 1 آیین نامه اجرای ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 11/4/51 که مقرر داشته است : د – برای تادیه جزای نقدی تضمین یا وثیقه سپرده نشده و یا قرار تقسیط داده نشده باشد . با توجه به مفهوم مخالف بند د مستفاد می شود که قانونگذار قرار تقسیط را پذیرفته و از وظایف دادستان بوده است که طبق ماده 12 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 15/4/73 به رئیس شعبه اول محول شده و اجرای احکام به نیابت و تفویض اختیار شعبه اول حق تقسیط جزای نقدی را دارد . ب - در ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی آمده است هرکس ضمن تعقیب جزایی به تادیه جزای نقدی یا ضرر و زیان ناشی از جرم محکوم شود و آنرا نپردازد یا مالی از او به دست نیاید به دستور دادستان در مورد جزای نقدی و تقاضای مدعی خصوصی در مورد ضرر و زیان به ازا هر پانصد ریال یا کسر آن یک روز بازداشت می گردد .... حکم نپردازد در ماده فوق کلی است و از آن استنباط می گردد اگر کسی دفعتا واحده آن را نپردازد بازداشت می شود ولی اگر کسی ترتیب پرداخت محکوم به را در چنین مرحله بدهد دیگر شامل ماده نخواهد شد و از استدلال فوق این نتیجه حاصل می گردد دادستان می تواند جزای نقدی را تقسیط نماید . ج- طبق بند 3 ماده 38 قانون مجازات اسلامی در خصوص آزادی مشروط آمده است هرگاه تا آنجا که استطاعت دارد ضرر و زیان که در مورد حکم دادگاه یا مورد موافقت مدعی خصوصی واقع شده بپردازد یا قرار پرداخت آنرا بدهد در مجازات حبس توام با جزای نقدی مبلغ مزبور را بپردازد یا با موافقت دادستان ترتیبی برای پرداخت داده شده باشد . از جمله با موافقت دادستان ترتیبی برای پرداخت داده شده باشد استنباط می گردد که دادستان مانند آزادی مشروط وقتی می تواند بدهد قطعا حق تقسیط جزای نقدی را نیز دارد . د – با استفاده از قاعده اولویت که می گوید در جاهایی که دادستان به استناد ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب سال 1351 اختیار حبس بدل از جریمه را دارد مسلما اختیار تقسیط جزای نقدی را نیز خواهد داشت با عنایت به موارد و استنادات فوق نتیجه گرفته می شود قرار تقسیط با اجرای کامل احکام است . 3- اختیار قرار تقسیط با پیشنهاد اجرای احکام و موافقت دادگاه می باشد . قضاتی که به این منظور معتقد هستند چنین استدلال می نمایند : الف – بطور کلی اجرای هر حکمی به عهده دادگاه صادر کننده حکم است و در امور کیفری به منظور سهولت در کار و تمرکز در مدیریت اجرای احکام زیرنظر دادستان در قانون سابق تشکیل گردید و در تبصره 2 ماده 27 آیین نامه اجرایی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصب 15/4/73 نیز بدان اشاره شده است چگونگی پرداخت جزای نقدی خود نوعی ابهام در نحوه اجرای حکم می باشد لذا جهت رفع شبهه و تعیین تکلیف و تقسیط جزای نقدی و مواعد آن به عهده دادگاه صادر کننده حکم است . ب - نزاکت حقوقی ایجاب می نماید که قرار تقسیط جزای نقدی و تعیین موعد آن از دادگاه صادر کننده حکم درخواست شود . ج - جزای نقدی موضوع حکم دادگاه جز درآمد دولت محسوب می گردد و اجرای احکام نمی تواند درآمد دولت و پرداخت آن را بدون در نظر گرفتن حکم دادگاه تقسیط نماید و در قوانین موجود چنین اختیاری به اجرای احکام داده نشده است . د – اگر قرار تقسیط موضوع بند دال ماده 1 آیین نامه اجرایی ماده 2 قانونن نحوه اجرای محکومیت های مالی را قرار قضایی فرض کنیم صدور قرار تقسیط در حال حاضر با توجه به قوانین موجود به عهده دادگاه است ولی اگر قرار مذکور را وعده بدانیم مرجع تقسیط می تواند اجرای احکام باشد لکن با توجه به اینکه فرض قول و قرار برخلاف عرف قضایی بنظر می رسد و آن به عهده دادگاه صادر کننده حکم می باشد . ب – جزای نقدی قابل تقسیط نمی باشد – ابتدا ببینیم ماهیت حقوقی تقسیط چیست و سپس وارد بحث اصلی شویم و با توجه به قوانین موضوعه موجود تقسیط شامل کدام دسته از قوانین می شود آیا تخفیف و تبدیل است و یا تعلیق اگر آن را نوعی تخفیف بدانیم که مقررات آن در ماده 22 قانون مجازات اسلامی صریحا قید گردیده است و حرفی از تقسیط به میان نیاورده است اگر آن را نوعی تعلیق بدانیم که باز موارد آن در ماده 25 قانون فوق بیان شده است اگر آنرا نوعی تبدیل فرض کنیم که این مسئله نیز در ماده 22 قانون مجازات با رعایت مقررات خاص آمده و در صورت احراز جهات مخففه مقرر در این ماده دادگاه می تواند مجازات قانونی جرم را به مجازات از نوع دیگر که به حال متهم مناسب تر است تبدیل نماید پس با توجه به قوانین موجود تقسیط نه تخفیف است و نه تبدیل و نه تعلیق بلکه می توان گفت یک نوع ارفاق عرفی به محکوم است وقتی محکوم علیه به علت نداشتن دارایی یا عدم کفایت دارای یا عدم دسترسی به اموالش قادر به پرداخت جزای نقدی نمی باشد با توجه به تعریفی که قانونگذار از معسر در ماده 1 قانون اعسار نموده است معسر کسی است که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود قادر به تادیه مخارج محاکمه یا دیون خود نباشد و شرایط مقرر در ماده 37 قانون اعسار که مقرر می دارد اشخاصی که دارایی نداشته یا دارایی آنها کافی برای تادیه تمام بدهی نباشد ولی با عایدات شغل و حرفه خود بتوانند تمام یا قسمتی از بدهی خود را بپردازد محکمه (در مورد محکوم به ) و اداره ثبت (در مورد اوراق لازم الاجرا ) با در نظر گرفتن مبلغ بدهی و عایدات بدهکار و معیشت ضروری او میزان و مدت و عده اقساطی که باید داده شود تعیین خواهد نمود بنظر می رسد درخواست تقسیط از ناحیه محکوم علیه نوعی اعسار می باشد و طبق تبصره 3 ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1351 که مقرر می دارد در صورتی که محکوم علیه پس از تحمل نصف مدت بازداشت بدل از جریمه نتواند جزای نقدی یا ضرر و زیان مدعی خصوصی را بپردازد و به موجب حکم دادگاه صادر کننده حکم جزایی نیز معسر شناخته شود از زندان آزاد می شود . .. تقاضای اعسار تا تحمل نصف حبس بدل از جریمه نقدی قابل استماع نخواهد بود نظر به اینکه هدف قانونگذار از تصویب جریمه نقدی به عنوان مجازات ایجاد رعب و هراس و زنگ خطر بوده است با توجه به اینکه قانون و شرع اختیارات وسیعی به قاضی داده است او منی تواند طبق ماده 22 و 25 و ... استفاده نموده و در موقع صدور رای تمام جوانب و مشکلات بعدی مجازات جزای نقدی در نظر گرفته و سپس به صدور حکم طبق قوانین موجود به جز برخی مواردی که تصریح قانونی وجود دارد تغییر آن امکان پذیر نمی باشد در ماده 27 قانون مجازات اسلامی مقرر شده است قرار تعلیق اجرای مجازات ضمن صدور حکم محکومیت صادر خواهد شد و مجرمی که اجرای حکم مجازات از مفهوم ماده فوق و سایر قوانین استفاده می شود که هر تصمیمی که دادگاه قصد دارد بگیرد باید در هنگام صدور حکم باشد و بعد از آن پذیرفته نخواهد شد با عنایت به اینکه آنچه در درجه اول به ذهن هر شخصی از تقسیط متبادر است نوعی ارفاق در مهلت و تخفیف و ...باید در هنگام صدور حکم مد نظر قرار داده شود شخصی که قادر به پرداخت همه یا قسمتی و ... از جزای نقدی خود نمی باشد معسر است و طبق قانون در جزای نقدی تا تحقق شرایطی قابل اعسار نیست نتیجه اینکه تقسیط نوعی کمک و تخفیف و ارفاق مهلت در پرداخت می باشد و به نظر می رسد قانونگزار نخواسته است آن را در قانون ذکر نماید و ضمانت اجرای عدم پرداخت جزای نقدی هم همان حبس بدل از جریمه و زندان می باشد قاضی می تواند در صورت عدم توانایی متهم در پرداخت جریمه نقدی مجازات متهم را تقلیل و در تعضی موارد تعلیق نماید بنابر این جزای نقدی قابل تقسیط نمی باشد و قضاتی که معتقد هستند جزای نقدی قابل تقسیط نمی باشد به شرح ذیل استدلال نموده اند : 1- هدف قانونگذار از تصویب این گونه مجازاتها ایجاد هراس در مجرمین بوده است و با تقسیط کردن جریمه نقدی این هدف کم رنگ خواهد شد . 2- تقسیط جزای نقدی خلاف اصل است و هر امر استثنا بر اصل باید تصریح گردد و چون قانونگذار در قوانین مدون تقسیط جزای نقدی را مجاز اعلام نکرده است و هرجا که توهم خلاف آن به ذهن رسیده به صورت قاطع نسبت به رد آن مقرراتی وضع نموده است که از جمله می توان به ماده 31 قانون مبارزه با مواد مخدر سال 1367 تشخیص مصلحت نظام را نام برد که مقرر می دارد : محکومانی که قادر به پرداخت همه یا بخشی از جریمه نقدی مورد حکم نباشد باید به ازای هر هزار تومان ده روز در زندان های نیمه یا باز و یا مراکز اشتغال حرفه آموزی اقامت نمایند در صورتی که طرز کار و رفتار محکومان در مدت اقامت مذکور شایسته باشد بنابر تشخیص مسئولان اداره مراکز و این مدت تا 3 روز در ازای هر هزارتومان قابل تقلیل است . 3- اگر جزای نقدی را قابل تقسیط بدانیم در بعضی موارد اجرای مجازات جریمه نقدی اعمال نخواهد شد و اگر هم اجرا شود سالها جهت دریافت محکوم به فرصت لازم است در صورتی که هدف قانونگذار در تصویب این نوع مجازاتها فوریت آن بوده است . 4- اگر تقسیط را دارای ماهیتی مثل کیفیات مخففه و امثال آن بدانیم باید در حین صدور حکم مورد توجه قرار گیرد نه بعد از آن 5- قاضی موظف است برطبق نص قانونی رای صادر نماید و در خصوص تقسیط جزای نقدی نصی در این خصوص تقسیط جزای نقدی نصی در این خصوص نداریم . 6- می دانیم که محکوم به مالی طبق قوانین مصرحه با تحقق شرایطی قابل تقسیط می باشد و مبنای محکوم به مالی یا دین است و یا جریمه نقدی حسب قوانین موضوعه دین قابل تقسیط می باشد ام شک و شبهه ای که وجود دارد این است آیا جزای نقدی مثل دین با توجه به عدم نص قانونی قابل تقسیط است ؟ در اینجا ما باید از شبهه موضوعی مصداقیه استفاده نمائیم یعنی ما حکم قضیه تقسیط محکوم به مالی را می دانیم اما در مصداق آن شک وشبهه داریم مثل مفهوم روزنامه کثیر الانتشار در ماده 94 قانون آیین دادرسی مدنی در این جا مفهوم روزنامه کثیر الانتشار را می دانیم اما بحث بر سر این است آیا فلان روزنامه مثل همشهری را در بر می گیرد یا نه باید به شبهه موضوعی مصداقیه مراجعه نمود و گفت آنچه قدر متیقن است آن را در بر می گیرد و باید به آن عمل نمود ولی در خصوص مواردی که شبهه و شک داریم اصل برائت را جاری می کنیم نتیجه اینکه جزای نقدی شامل تقسیط محکوم به مالی نمی گردد . 7- بند دال ماده 1 آیین اجرایی ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی سال 1351 ناظر به عفو مالی است که از سوی دادستان با رعایت شرایطی به وزیر دادگستری پیشنهاد می شد و در صورت موافقت اجرا می گردید اما با توجه به تغییر سیستم قضایی و پیروزی انقلاب اسلامی این اختیار طبق بند 11 اصل 110 قانون اساسی و ماده 24 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه با مقام رهبری است و آئین نامه اجرایی ماده 2 بطور کلی صراحتا نسخ شده است . حال که نظرات مختلف مورد بحث قرار گرفت بنظر نگارنده نظریه دوم معقول تر مبتنی بر روح و مفاد قوانین موضوعه و موافق اصول مسلمه قضایی است زیرا بر قضات است که با حسن تفسیر و تعبیر عملا منظور قانونگذار را تامین سازند و در موضوع تقسیط هدف قانونگذار فوریت آن بوده است با توجه به اینکه عدم توانایی در پرداخت ...و درخواست تقسیط از ناحیه محکوم علیه نوعی اعسار محسوب می شود و لااقل ر حکم اعسار است و نظریه اداره حقوقی در این رابطه در پاسخ این سئوال که آیا دعوی اعسار کسی که محکوم بر پرداخت جزای نقدی شده وبه علت عجز از پرداخت آن زندانی گردیده قابل استماع است چنین اعلام نموده است . اعسار محکوم علیه پس از تحمل نصف مدت بازداشت بدل از جریمه با توجه به تبصره 3 ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی قابل قبول نیست چنانچه حکم اعسار او صادر گردد از زندان آزاد خواهد شد ولی قبل از تحمل نصف مدت بازداشت بدل از جریمه برفرض هم که اعسار او محرز باشد اثر ندارد . و هدف قانونگذار از تصویب چنین مجازات هایی برخورد قاطع با مجرمین است و همچنین معنای لغوی تقسیط و جزای نقدی به نظر می رسد نظریه دوم که جزای نقدی را قابل تقسیط نمی داند اصلح و بر حال جامعه انفع باشد .

منبع:معاونت آموزش دادگستری استان تهران


اتهام کلاهبرداری و مبلغ جزای نقدی
نویسنده: محمدحسنی

فردی به اتهام کلاهبرداری به 2 سال حبس و پرداخت 4 میلیون تومان جزای نقدی محکوم می‌شود و 21 ماه از مدت حبس خود را سپری می‌نماید. در مراحل بعدی رسیدگی در شعبه تشخیص دیوان عالی کشور مدت حبس وی را از 2 سال به یک‌سال کاهش می‌دهد. در خصوص مدت حبس اضافه‌ای که محکوم‌علیه سپری کرده است، آیا می‌توان مبلغ جزای نقدی را به جای حبس اضافی که وی تحمل کرده به ازای هر روز 15 هزار تومان محاسبه کرد؟

آقای یاوری (دادیار دادسرای دیوانعالی کشور):
با توجه به اطلاق رأی وحدت رویه شماره 654 – 01/7/08 هیأت عمومی دیوان عالی کشور که مقرر داشته: «به موجب تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی دادگاه مکلف است که ایام بازداشت قبلی محکوم‌علیه در پرونده مورد حکم را از مجازاتهای تعزیری و یا بازدارنده کسر نماید و چون حبس و جزای نقدی هر دو یک نوع و از مجازاتهای تعزیری و بازدارنده می‌باشند و عدم محاسبه و مرعی نداشتن ایام بازداشت قبلی برخلاف حقوق و آزادی‌های فردی است علیهذا به حکم تبصره مذکور کسر مدت بازداشت از محکومیت جزای نقدی و احتساب و تبدیل آن به جزای نقدی قانونی است...» و با توجه به ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی که بیان داشته: «... در صورتی که محکومیت مذکور توأم با مجازات حبس باشد بازداشت بدل از جزای نقدی از تاریخ اتمام مجازات حبس شروع می‌شود...» و نیز ماده 11 آیین‌نامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی که مقرر داشته: «... در کلیه مواردی که استیفاء جزای نقدی از اموال محکوم‌علیه مستلزم اقداماتی است که اجرای حکم را به تاخیر می‌اندازد از محکوم‌علیه تأمین گرفته خواهد شد و هرگاه این تأمین منتهی به بازداشت محکوم‌علیه شود از میزان محکومیت او کسر خواهد شد...» و با توجه به اینکه از حیث سلب آزادی اشخاص، فرقی بین حبس مبتنی بر قرار تأمین و حبس مبتنی بر حکمی که بعداً تقلیل یافته وجود ندارد، لذا به عقیده اینجانب در فرض سوآل، حبس اضافی قابل محاسبه با جزای نقدی بوده و به همان نسبت از جزای نقدی کسر خواهد شد.

آقای پسندیده (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 5 تهران):
آنچه از روح قوانین و مقررات کیفری استنباط می‌شود اصل مجازات بموجب قانون و پرهیز از مجازات مضاعف می‌باشد. اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها منادی این است که هر شخص باید بموجب قانون و به تناسب و میزان کیفر مندرج در قانون مجازات شود. هیچ‌کس نباید خارج از مقررات مدون و فراتر از کیفر مندرج در قانون مجازات شود، خواه این امر به صورت صدور حکم به مجازات فراتر از قانون باشد و یا به صورت تجمیع مجازات‌های مضاعف و جلوگیری از اعمال صحیح قانون باشد.
شخصی که به اتهام کلاهبرداری تحت تعقیب قرار می‌گیرد، مجازاتی که در انتظار ایشان است به موجب ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری، عبارت است از حبس، جزای نقدی، رد مال. فرض اعمال هر سه مجازات در قانون برای مرتکب این جرم به موجب قانون تکلیف شده است. توجهاً به اینکه محکوم‌علیه به موجب رأی قطعی، در معرض اجرای حکم قرار می‌گیرد و اولین مجازاتی که در مورد ایشان اعمال می‌شود (قاعدتاً) سلب آزادی ایشان و اجرای مجازات حبس می‌باشد و یا ممکن است محکوم‌علیه در جریان تحقیقات مقدماتی بعلت عجز از تودیع وثیقه و یا معرفی کفیل و یا با صدور قرار بازداشت موقت در بازداشت به سر می‌برد و به‌موجب رسیدگی از جانب مقام دیوانعالی کشور مجازات ایشان تبدیل شود و یا تخفیف یابد، در این فرض آیا می‌توان کوتاهی و یا قصور مقام صادرکننده رأی قطعی را موجب اجرای مجازات مضاعف در مورد محکوم‌علیه نمود یا خیر؟
قانونگذار نحوه اجرای تمام مجازات‌ها را تبیین نموده است، چنانچه قسمتی از حکم در مرحله تحقیقات مقدماتی و یا در مرحله محاکمه اجرا شود در مقام اجرا باید آن موارد در مجازات مندرج در دادنامه محکوم‌علیه لحاظ شود، مدت ایام بازداشت قبلی محکوم‌علیه باید از ایام محکومیت حبس ایشان کسر شود. (ماده 18 قانون مجازات اسلامی) چنانچه در مرحله تحقیقات مقدماتی و یا محاکمه، محکوم‌علیه مال مورد ادعای شاکی را پرداخت کرده است ولی در دادنامه لحاظ نشده است، مقام اجرای حکم باید این قسمت را لحاظ کند. (مجازات رد مال سالبه به انتفاء موضوع می‌شود.)
در مورد نحوه اجرای مجازات جزای نقدی قانونگذار راهکار ارائه داده است. راه اول این است که محکوم‌علیه را باید الزام کرد که جزای نقدی مندرج در دادنامه را نقداً پرداخت نماید. بموجب ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 1377/8/10، هرکس که محکوم به پرداخت جزای نقدی می‌شود و آن را نپردازد و یا اموالی غیر از مستثنیات دین از نامبرده به دست نیاید به دستور قاضی صادرکننده حکم به ازای هر یکصد هزار ریال با کسر آن یک روز بازداشت می‌شود.
در سابقه ماده 18 قانون مجازات اسلامی، احتساب جزای نقدی با ایام بازداشت قبلی به صراحت بیان شده بود. آزادی افراد به عنوان بالاترین حقوق فردی در شرع و قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است و تعرض به آن در هر حال ممنوع شده است مگر بموجب قانون و از جانب مقام قضائی صالح در احتساب بازداشت قبلی محکوم‌‌علیه در مورد مجازات کیفر جزای نقدی ایشان تردید نیست. شاید تردید در این باشد که قانون و یا مقررات محاسبه مبلغ مابه‌ازاء سلب آزادی محکوم‌علیه می‌باشد. به نظر می‌رسد که محاسبه ایام بازداشت قبلی بدل از جزای نقدی کاملا قانونی است و رعایت حقوق محکوم‌علیه پرهیز از تضییع حقوق ایشان، ایجاب می‌کند که این امر محقق شود و در اینکه مبنای محاسبه حبس بدل از جزای نقدی، باید زمان اجرا و محاسبه باشد. تبصره مندرج در ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 1377 پاسخگوی این نیست، چرا که در این تبصره تعدیل میزان و مبلغ حبس بدل از جزای نقدی، ذکر شده است نه اینکه مبنای محاسبه حبس بدل از جزای نقدی را بیان کرده باشد. بنابراین ابهام همچنان باقی است، پاسخی که به نظر می‌رسد باید مقررات محاسبه حبس بدل از جزای نقدی زمان اجرا و محاسبه را در نظر گرفت.
آقای یزدان‌زاده (قاضی دیوانعالی کشور):
دیوانعالی کشور رأی تجدیدنظر یا فرجام‌خواسته را نقض و ابرام می‌نماید و حکم ماهوی نمی‌دهد در نتیجه مورد سوآل منتفی است اما در مورد احتساب جزای نقدی به جای حبس به رأی وحدت رویه شماره 654 – 80/7/10 هیأت عمومی دیوانعالی کشور توجه شود.

آقای رضایی‌نژاد (دادگستری اسلامشهر):
سوآل پیش آمده همچون سایر ابهامات مشابه باز هم ناشی از تقنین خلاف اصول و ساختمان حقوقی پذیرفته شده و دخالت‌های مخل نظم حقوقی می‌باشد. چنانکه در عالم حقوق با همه نظم و چارچوبهای آن تغییر اینگونه در مجازات، که نتیجه آن حبس بلاجهت بوده که تحمل شده کاشف به عمل آمده که مستحق آن نبوده است بر فرض پذیرش صحت رأی، امری دشوار و مبهم است باز هم با این قصد که با امر واقع روبه‌رو هستیم. رعایت حقوق تضییع شده محکوم‌علیه، تقنین به نفع وی و جبران مافات به اقتضای محاسبه حبس و جریمه را دارد.
آقای شهریاری:
نظریه اکثریت همکاران قضائی دادسرای جنایی تهران
با توجه به تبصره 18 ماده 295 آیین دادرسی کیفری و رأی وحدت رویه سال 1370 و تفسیر به نفع متهم می‌توان مبلغ جزای نقدی را بجای حبس اضافی احتساب کرد گرچه تبصره ماده 18 و ماده 295 و رأی وحدت رویه مذکور اشاره به اتهام و اتهامات و بازداشت قبل از صدور حکم نموده است و به محکومیت اشاره ننموده است لیکن با توجه به روح مواد مذکور و نفع متهم احتساب حبس اضافی با جزای نقدی جایز می‌باشد.

آقای جعفری (مجتمع قضائی شهید فهمیده):
هرچند که به نظر می‌رسد که صدور چنین حکمی از دیوان عالی کشور برخلاف تبصره یک ماده یک قانون مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری است. لکن احتساب ایام حبس اضافی به جای جزای نقدی پرداخت نشده مطابق قانون باید محاسبه شود و این نیز بر اساس قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی اعمال و اجرا خواهد شد.

آقای موسوی (مجتمع قضائی شهید بهشتی):
نظر باالاتفاق همکاران قضائی مجتمع قضائی شهید بهشتی، در پاسخ به این سوآل مثبت بود و به دلایل ذیل قائل به محاسبه ایام حبس تحمل شده در کسر میزان جزای نقدی می‌باشند.
1‌ـ‌ مطابق تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی در صورت بازداشت قبلی متهم،‌ دادگاه پس از تعیین تعزیر، به تناسب مدت بازداشت قبلی از میزان تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده کسر می‌نماید. کلمه تعزیر اطلاق داشته و علاوه بر حبس جزای نقدی را هم شامل می‌شود و بدیهی است ایام بازداشت قبلی قابل محاسبه برای کسر و کاهش جزای نقدی محکوم‌علیه می‌باشد.
2‌ـ‌ بر اساس قاعده تفسیر مضیق قوانین جزایی به نفع متهم حتی در فرض ابهام در تحمیل محدودیت‌هایی برای متهم یا محکوم‌‌علیه شیوه صحیح اتخاذ طریق مساعد به حال وی می‌باشد.
3‌ـ‌ مرجع قضائی با توجه به شرایط و وضعیت متهم مجازاتی را در قالب و میزان مشخص برای وی در نظر می‌گیرد و زمانی که مجموع این مجازات از سوی متهم تحمل شده خواه در محاسبه این مجموع یک نوع مجازات مطرح بوده و یا ترکیبی از مجازات‌ها، خلاف اصل عدالت و انصاف است که فراتر از مجازات مورد نظر در حکم، وی را مشمول مجازات نماییم. از این جهت وقتی به اعتقاد مرجع قضائی 6 ماه حبس تعزیری مناسب بزه ارتکابی و به منظور تغییر رفتار متهم کافی بوده، منصفانه نیست که مدت زمان اضافه بازداشت وی مورد توجه و لحاظ قرار نگیرد.

آقای فضلعلی (دادسرای امور اقتصادی):
نظریه اتفاقی: با توجه به رأی وحدت رویه شماره 654 مورخ 1380/7/10 پاسخ مثبت است و مطابق تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی، کسر مدت بازداشت قبلی از محکومیت جزای نقدی و احتساب و تبدیل آن به جزای نقدی، ‌مطابق موازین قانونی است.

آقای نصراله‌پور (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 12 تهران):
بدواً باید گفت که این سوآل دارای دو ایراد می‌باشد: اولاً اینکه دیوان عالی کشور به موجب ماده 264 قانون آیین دادرسی کیفری رسیدگی شکلی می‌نماید نه ماهیتی مگر اینکه شعب تشخیص باشد که اشتباهاً دیوان عالی کشور ذکر شد. ثانیاً: با توجه به رأی وحدت رویه صادره و تبصره یک از ماده یک قانون تشدید مجازات ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مجازات حبس کلاهبردار در هر حال اگر موجبات تخفیف فراهم باشد نمی‌توان از یک سال کمتر تعیین نمود.
بنابراین در پاسخ به متن سوآل باید عرض کنم که: مواد مربوط به احتساب ایام بازداشتی قبلی عبارتند از تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی که آمده است: «تبصره: چنانچه محکوم‌علیه قبل از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده امر مطرح بوده بازداشت شده باشد دادگاه پس از تعیین تعزیر، از مقدار تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده به میزان بازداشت قبلی وی کسر می‌کند.» که سابقه تاریخی این ماده برمی‌گردد به ماده 17 قانون مجازات عمومی مصوب 1352 که آنجا آمده بود: «مدت کلیه حبس‌ها از روزی شروع می‌شود که محکوم‌علیه به موجب حکم قطعی قابل اجرا محبوس شده باشد. لیکن اگر محکوم‌علیه قبل از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده امر مطرح بوده بازداشت شده باشد، بازداشت مزبور بجای حبس یا جزای نقدی مندرج در حکم احتساب می‌شود.» ملاحظه می‌گردد که صراحتاً از لفظ احتساب بازداشت قبلی بجای جزای نقدی اشاره دارد و در تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی نیز از عبارت «... دادگاه پس از تعیین تعزیر از مقدار تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده به میزان بازداشت قبلی وی کسر می‌کند.» صراحتاً عبارت «تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده» بصورت مطلق آورده است. باز مواد مربوط به موضوع ماده 487 ق.آ.د.ک سابق می‌باشد که الان در ماده 295 ق.آ.د.ک آمده که ارتباط مستقیم با مورد سوآل ندارد. مضافاً اینکه فلسفه وضع این مواد رعایت حقوق و آزادی‌های فردی و قاعده انصاف و عدالت است و این مواد از مواد ارفاق‌آمیز و مساعد به حال متهم و از قواعد آمره و تکلیفی می‌باشد هرچند بعضاً در قوانین ماهیتی آمده است اما در اصل ماهیت قوانین شکلی و جزء قوانین تشکیلاتی می‌باشد و می‌بایست تفسیر موسع نمود و با توجه به ارتباط مستقیم با سلب آزادی متهم علی‌القاعده باید در مقام شک به‌نفع متهم تفسیر نمود.
همچنین به موجب رأی وحدت رویه شماره 654 مورخ 1370/7/10 که آمده است: «به موجب تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی دادگاه مکلف است که ایام بازداشت قبلی محکوم‌علیه در پرونده مورد حکم را از مجازات‌های تعزیری و یا بازدارنده کسر نماید و چون حبس و جزای نقدی هر دو یک نوع و از مجازات‌های تعزیری و یا بازدارنده می‌باشند و عدم محاسبه و مرعی نداشتن ایام بازداشتی قبلی برخلاف حقوق و آزادی‌های فردی است علیهذا به حکم تبصره مذکور کسر مدت بازداشت از محکومیت جزای نقدی و احتساب و تبدیل آن به جزای نقدی قانونی است. بنابراین رای شعبه دوم دادگاه نظامی یک فارس که با این نظر انطباق دارد و به اکثریت آرای اعضای هیأت صحیح و منطبق با موازین شرعی و قانونی تشخیص می‌گردد.» ملاحظه می‌گردد که این رأی وحدت رویه نیز مؤید احتساب جزای نقدی بدل از حبس می‌باشد.
هرچند اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی شماره 7/229 مورخ 1383/3/2 آورده است: «به استناد رأی وحدت رویه شماره 654 – 01/7/731 هیأت عمومی دیوان عالی کشور محاسبه بازداشت قبلی و کسر مدت آن از محکومیت جزای نقدی اختصاص به محکومین دادگاه‌های نظامی دارد و قابل تسری به محکومین دادگاه‌های عمومی و انقلاب نیست، زیرا قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری در مورد آنان قابل اجرا نیست و به همین دلیل در رأی وحدت رویه مذکور ذکری از تبصره ماده 295 ق.آ.د.ک 1378 نشده است. به عبارت دیگر در مورد محکومین دادگاه‌های عمومی و انقلاب تبصره ذیل ماده 295 قانون مارالذکر جاری است و رأی وحدت رویه شامل محکومین دادگاه‌های اخیرالذکر نیست.»
ملاحظه می‌گردد که عقیده اداره حقوقی قوه قضائیه بر عدم احتساب جزای نقدی به جای بازداشت قبلی دارد. به نظر می‌رسد که این نظریه صحیح نباشد چرا که:
اولاً: تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی هم در محاکم نظامی و هم در محاکم عمومی کیفری قابلیت اعمال دارد و به قوت خود باقی است.
ثانیاً: آنچه مهم است استدلال و استنباط هیأت عمومی دیوان عالی کشور از مواد قانونی مخصوصاً تبصره ماده 18 می‌باشد که بموجب ماده 27 ق.آ.د.ک در مقام رفع شهبه و تفسیر نظر قانونگذار آمده است.
ثالثاً: چه خصوصیتی در دادگاه نظامی و متهمین آن هست که در دادگاه عمومی کیفری و متهمین آن وجود ندارد که مشمول این رأی وحدت رویه و تفسیر تبصره ماده 18 نگردند به نظر می‌رسد به طریق اولی و با توجه به قیاس اولویت شامل محاکم عمومی کیفری می‌گردد.
رابعاً: ماده 295 ق.آ.د.ک و تبصره آن مربوط به احتساب حبس بجای بازداشت قبلی می‌باشد نه احتساب بازداشت قبلی به جای جزای نقدی و ارتباطی به آراء صادره از محاکم بدوی نظامی نداشت.
علی ای حال با عنایت به مراتب فوق و سابقه تاریخی این مواد و فلسفه وضع آن و قاعده انصاف و عدالت قضائی و رأی وحدت رویه شماره 654 – 01/7/0731 و ارفاق‌آمیز و مساعد به حال متهم بودن این مواد و تفسیر به نفع متهم و تفسیر موسع از قوانین تشکیلاتی و با توجه به قانون محکومیت‌های مالی و آیین‌نامه آن در اینگونه موارد می‌بایست مدت بازداشتی قبلی و حبس اضافی را به جای جزای نقدی محاسبه نمود. نظر اکثریت همکاران قضائی دادسرای ناحیه 12 نیز همین بوده است.

آقای مومنی (شورای حل اختلاف):
نظر به اینکه تعیین نوع و میزان مجازات باید منبعث از «اصل قانونی‌بودن مجازات» و متناسب با شرایط و شخصیت محکوم‌‌علیه باشد، با این فرض سلب هرگونه آزادی افراد منوط به حکم قانون است بنابراین تحمل حبس بیش از آنچه که به موجب حکم نهایی مرجع صلاحیت‌دار قضائی تعیین شده، فاقد توجیه است. همچنین با «تفسیر قانون جزا به نفع متهم» چنین استفاده می‌شود که می‌توان میزان جزای نقدی را که «واجد جنبه عمومی» است جایگزین حبس تحمل شده (که آن هم واجد جنبه عمومی) نماییم. تنقیح مناط تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی نیز مشعر بر همین برداشت است در نتیجه پاسخ سوآل مثبت است.

آقای مقدم‌زهرا (مجتمع قضائی شهید مطهری):
محکوم‌علیه از پرداخت جزای نقدی در قبال فلان مبلغ یک روز بازداشت، این خودداری را گفته: که بر فرض به جزای نقدی محکوم گردیده و آن را پرداخت کرده است؛ اگر قانون این باشد پس ما بایستی جزای نقدی را به شخص برگردانیم یا نه، وقتی گفته اگر شخص خودداری کند که این خودداری نکرده است. ما چه دلیلی داریم که بگوییم در قبال حبس قبلی از جزای نقدی وی کسر کنیم مگر اینکه از اصل تفسیر قانون به نفع متهم داشته باشیم.

آقای حسینی (دادسرای عمومی و انقلاب پاکدشت):
آنچه که در ماده 295 و ماده 18 بیان شده که احتساب زمان حبس قبل از محکومیت است و استدلالها برای اثبات این قضیه بود. مثلاً شخصی قبلا بازداشت بوده و الان برای آن جزای نقدی لحاظ می‌کنند و این بایستی برایش به حساب آید.
ولی شخصی محکومیت حبس داشته و این منصرف از رأی وحدت رویه و ماده 295 است در ماده 295 که زمان اجرای حبس را قطعیت حکم اعلام نموده و تبصره سخن از اتهامات نموده است و نه محکومیت که رای وحدت رویه هم همین است. دولت جمهوری نیز برای شخصی که بی‌دلیل بازداشت بوده هزینه‌ای نمی‌پردازد در اینجا نیز برای وی نمی‌توان لحاظ نمود.

آقای رضوانفر (دادسرای انتظامی قضات):
دادگاه‌ها حبس را به جزای نقدی تبدیل می‌کنند و اشکالی ندارد و از طرفی دیگر جزای نقدی نیز قابل احتساب به حبس می‌باشد و هر دو قابل تبدیل به یکدیگرند و اگر محکوم‌علیه نیز بی‌جهت در حبس بماند ولو اینکه از همکاران اشاره کردند که دولت جمهوری اسلامی ایران خسارت نمی‌دهد ولی این خسارت قابل مطالبه است و بایستی به وی پرداخت کنند. وقتی که قانونگذار در زمانی حرف می‌زند که هنوز حکمی به میان نیامده از اتهام، جرم و مجرمیت بحث می‌کند ولی وقتی محکوم شد، گفته می‌شود محکوم و محکوم‌علیه و بحثی از اتهام نداریم و اگر شخصی هم جزای نقدی را پرداخت کند و مدتی نیز در زندان بوده و نمی‌تواند پول را پرداخت کند و این پول قابل برگشت است با اجازه دادگاه نه اجرای احکام. بنابراین حبسی که قبل از اجرای حکم و در زمان اتهام تحمیل شده به شخصی که بایستی زندانی شود و بعدا محکوم شده قابل محاسبه به جزای نقدی می‌باشد.

اتفاق نظر اعضای محترم کمیسیون حاضر در جلسه
با توجه به تجویز رسیدگی ماهوی توسط شعب تشخیص دیوانعالی کشور نظر به اینکه حکم موضوع سوآل در یکی از شعب تشخیص نقض و حکم دیگری صادر شده که در نتیجه مدت حبس محکوم‌علیه کاهش یافته است لذا این حکم قطعی و قابل اجرا خواهد بود اما چون نامبرده پیش از محکومیت اخیر در حبس بوده حبس اضافی که تحمل کرده می‌بایست با توجه به تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی و رای وحدت رویه شماره 645 – 01/7/08 و ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی و ماده 11 آئین‌نامه قانون مذکور محاسبه و از جزای نقدی مورد حکم کسر گردد. (به ازای هر روز حبس اضافی مبلغ 15 هزار تومان) زیرا همان طور که ایام بازداشت قبلی محکوم‌علیه از مجازات‌های تعزیری و بازدارنده کسر می‌شود به طریق اولی حبس اضافی وی نیز باید محاسبه و از جزای نقدی مورد حکم کسر گردد.

تقسیط جزای نقدی

آیا جزای نقدی قابل تقسیط است ؟

احمد مظفری
رئیس شعبه 18 دادگاه انقلاب اسلامی تهران

– آیا جزای نقدی قابل تقسیط است ؟ در خصوص اینکه جزای نقدی قابل تقسیط است یا نه دو نظر کلی بین قضاوت حاکم است بعضی آن را قابل تقسیط می دانند و عده ای دیگر غیرقابل تقسیط قبل از ورود به بحث ابتدا معنای لغوی حقوقی و اصطلاحی جزای نقدی را بیان و سپس به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم یکی از مجازاتهای مقرر در قانون جریمه نقدی است که قبل از انقلاب هم در قوانین پیش بینی شده بود مانند ماده 13 و 110 و 152 و 238 و 149 و ... قانون مجازات عمومی و در ماده 16 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 به آن اشاره شده است و همچنین طبق ماده 17 قانون فوق یکی از مجازاتهای بازدارنده قلمداد گردیده است . جریمه نقدی عبارت است از جریمه ای که وجه آن نقد باشد و نقد آن چیزی است که به وجه نقد و رایج پرداخت شود و یا پول یا بها آنچه فی الحال داده شود و در اصطلاح (مدنی – فقه ) صفت عقدی است که برای ثمن آن موعد نگذاشته باشند و آن در مقایسه نسیه آمده است و آن ثمنی است کلی و برای پرداخت آن موعد معین شده باشد . جزای نقدی عبارت است از اجبار متهم به پرداخت مبلغی وجه نقد و یا ایجاد نقص در اموال مجرم که قانون به عنوان مجازات جرم ارتکابی مقرر می کند و بطور کلی جریمه نقدی عبارتست از اجبار محکوم به اینکه مبلغ مقرر در حکم دادگاه را به خزانه دولت واریز نماید . و خود به دو صورت قابل تصور می باشد . اول – جزای نقدی بصورت ثابت و آن عبارت است از مبلغ معین با ذکر حداقل و حداکثر که پرداخت آن از سوی قانونگذار برای محکوم مقرر و مورد حکم قرار گرفته باشد و یا به عبارتی حداقل و اکثر جزای نقدی ثابت در قانون تعیین شود . دوم – جزای نقدی بطور نسبی و آن عبارت است از جریمه نقدی که براساس واحد یا مبنای خاص قانون دیگر که حسب مورد توسط دادگاه تعیین می گردد و یا اینکه میزان آن براساس واحد یا مبنای خاص قانونی احتساب گردد . بطور کلی جریمه نقدی را می توان با توجه به تعاریف فوق چنین تعریف نمود : جریمه نقدی عبارت است از مبلغ پولی که برای مجازات مجرم یا متخلف به پرداخت آن محکوم می شود . الف – جزای نقدی قابل تقسیط جزای نقدی می باشد چنین است : 1- طبق بند دال ماده 1 آیین نامه اجرایی ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیتها ی مالی مصوب 11/4/51 که آمده است : د – برای تادیه جزای نقدی تضمین یا وثیقه سپرده نشده یا قرار تقسیط داده نشده باشد از کلمه تقسیط در این بند استفاده شده است که قانونگذار تقسیط در جزای نقدی را پذیرفته است و اداره حقوقی هم در پاسخ این سئوال که آیا جزای نقدی را می توان تقسیط نمود یا خیر ؟ چنین نظر داده است : تقسیط پرداخت جزای نقدی وفق ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 11/4/51 و آیین نامه اجرایی ماده 2 قانون مذکور مصوب 7/9/51 شق د از ماده یک آیین نامه تجویز شده است . بعد از پذیرش این نظر سئوالی که مطرح می شود این است اختیار قرار تقسیط با چه مرجعی است اجرای احکام یا دادگاه صادر کننده حکم در این رابطه سه قول وجود دارد . 1- اختیار قرار تقسیط با دادگاه صادر کننده حکم است . 2- اختیار قرار تقسیط با اجرای احکام است . 3- اختیار قرار تقسیط با پیشنهاد اجرای احکام و موافقت دادگاه صادر کننده حکم می باشد . 1- اختیار قرار تقسیط با دادگاه صادر کننده حکم است . – قضاتی که اعتقاد به این نظر دارند چنین استدلال می کنند الف – طبق ماده 37 قانون اعسار مصوب 1312 که مقرر می دارد اشخاصی که دارایی نداشته و یا دارایی آنها کافی برای تادیه تمام بدهی نباشد ولی با عایدات شغل و حرفه خود بتوانند تمام یا قسمتی از بدهی خود را بپردازند محکمه (در مرد محکوم به ) و اداره ثبت (در مورد اوراق لازم الاجرا ) با در نظر گرفتن مبلغ بدهی و عایدات بدهکار و معیشت ضروری او میزان و مدت وعده اقساطی را که باید داده شود تعیین خواهد کرد . ب- ماده 303 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 که مقرر می دارد : اگر قاتل در شبه عمد در مدت معین قادر به پرداخت نباشد به او مهلت مناسب داده می شود (طبق ماده 12 قانون فوق دیه یکی از مجازاتهای مقرر در قانون می باشد ) ج – ماده 277 قانون مدنی که مقرر می دارد متعهد نمی تواند متعهد له را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم می تواند متعهد له را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم می تواند نظر به وضعیت مدیون مهلت عادله یا قرار اقساط دهد . د- ماده 652 قانون مدنی که مقرر می دارد در موقع مطالبه حاکم مطابق اوضاع و احوال برای مقترض مهلت یا اقساطی قرار می دهد . ه – ماده 27 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 15/4/73 که مقرر می دارد واحد اجرای احکام عهده دار اجرای احکام دادگاههای عمومی اعم از امور کیفری یا حقوقی می باشد و براساس قوانین اجرای احکام و دستور دادگاه صادر کننده حکم یا اجراییه ... و – ماده 66 قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات ) که مقرر می دارد : در کلیه مواردی که محکوم علیه لاوه بر محکومیت کیفری به رد عین یا مثل مالی یا اداری قیمت یا پرداخت دیه و ضرر و زیان ناشی از جرم محکوم شده باشد و از اجرای حکم امتناع نماید در صورت تقاضای محکوم له دادگاه با فروش اموال محکوم علیه بجز مستثنیات دین حکم را اجرا و یا تا استیفا حقوق محکوم له محکوم علیه را بازداشت خواهد نمود . تبصره : چنانچه محکوم علیه مدعی اعسار شود تا صدور حکم اعسار و یا پرداخت به صورت تقسیط بازداشت ادامه خواهد داشت با توجه به مواد فوق الاشاره نتیجه گرفته می شود قرار تقسیط ا دادگاه صادر کننده حکم می باشد . 2- اختیار قرار تقسیط با اجرای احکام می باشد . قضاتی که اعتقاد به این نظر دارند چنین استدلال نموده اند : الف – بند دال ماده 1 آیین نامه اجرای ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 11/4/51 که مقرر داشته است : د – برای تادیه جزای نقدی تضمین یا وثیقه سپرده نشده و یا قرار تقسیط داده نشده باشد . با توجه به مفهوم مخالف بند د مستفاد می شود که قانونگذار قرار تقسیط را پذیرفته و از وظایف دادستان بوده است که طبق ماده 12 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 15/4/73 به رئیس شعبه اول محول شده و اجرای احکام به نیابت و تفویض اختیار شعبه اول حق تقسیط جزای نقدی را دارد . ب - در ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی آمده است هرکس ضمن تعقیب جزایی به تادیه جزای نقدی یا ضرر و زیان ناشی از جرم محکوم شود و آنرا نپردازد یا مالی از او به دست نیاید به دستور دادستان در مورد جزای نقدی و تقاضای مدعی خصوصی در مورد ضرر و زیان به ازا هر پانصد ریال یا کسر آن یک روز بازداشت می گردد .... حکم نپردازد در ماده فوق کلی است و از آن استنباط می گردد اگر کسی دفعتا واحده آن را نپردازد بازداشت می شود ولی اگر کسی ترتیب پرداخت محکوم به را در چنین مرحله بدهد دیگر شامل ماده نخواهد شد و از استدلال فوق این نتیجه حاصل می گردد دادستان می تواند جزای نقدی را تقسیط نماید . ج- طبق بند 3 ماده 38 قانون مجازات اسلامی در خصوص آزادی مشروط آمده است هرگاه تا آنجا که استطاعت دارد ضرر و زیان که در مورد حکم دادگاه یا مورد موافقت مدعی خصوصی واقع شده بپردازد یا قرار پرداخت آنرا بدهد در مجازات حبس توام با جزای نقدی مبلغ مزبور را بپردازد یا با موافقت دادستان ترتیبی برای پرداخت داده شده باشد . از جمله با موافقت دادستان ترتیبی برای پرداخت داده شده باشد استنباط می گردد که دادستان مانند آزادی مشروط وقتی می تواند بدهد قطعا حق تقسیط جزای نقدی را نیز دارد . د – با استفاده از قاعده اولویت که می گوید در جاهایی که دادستان به استناد ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب سال 1351 اختیار حبس بدل از جریمه را دارد مسلما اختیار تقسیط جزای نقدی را نیز خواهد داشت با عنایت به موارد و استنادات فوق نتیجه گرفته می شود قرار تقسیط با اجرای کامل احکام است . 3- اختیار قرار تقسیط با پیشنهاد اجرای احکام و موافقت دادگاه می باشد . قضاتی که به این منظور معتقد هستند چنین استدلال می نمایند : الف – بطور کلی اجرای هر حکمی به عهده دادگاه صادر کننده حکم است و در امور کیفری به منظور سهولت در کار و تمرکز در مدیریت اجرای احکام زیرنظر دادستان در قانون سابق تشکیل گردید و در تبصره 2 ماده 27 آیین نامه اجرایی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصب 15/4/73 نیز بدان اشاره شده است چگونگی پرداخت جزای نقدی خود نوعی ابهام در نحوه اجرای حکم می باشد لذا جهت رفع شبهه و تعیین تکلیف و تقسیط جزای نقدی و مواعد آن به عهده دادگاه صادر کننده حکم است . ب - نزاکت حقوقی ایجاب می نماید که قرار تقسیط جزای نقدی و تعیین موعد آن از دادگاه صادر کننده حکم درخواست شود . ج - جزای نقدی موضوع حکم دادگاه جز درآمد دولت محسوب می گردد و اجرای احکام نمی تواند درآمد دولت و پرداخت آن را بدون در نظر گرفتن حکم دادگاه تقسیط نماید و در قوانین موجود چنین اختیاری به اجرای احکام داده نشده است . د – اگر قرار تقسیط موضوع بند دال ماده 1 آیین نامه اجرایی ماده 2 قانونن نحوه اجرای محکومیت های مالی را قرار قضایی فرض کنیم صدور قرار تقسیط در حال حاضر با توجه به قوانین موجود به عهده دادگاه است ولی اگر قرار مذکور را وعده بدانیم مرجع تقسیط می تواند اجرای احکام باشد لکن با توجه به اینکه فرض قول و قرار برخلاف عرف قضایی بنظر می رسد و آن به عهده دادگاه صادر کننده حکم می باشد . ب – جزای نقدی قابل تقسیط نمی باشد – ابتدا ببینیم ماهیت حقوقی تقسیط چیست و سپس وارد بحث اصلی شویم و با توجه به قوانین موضوعه موجود تقسیط شامل کدام دسته از قوانین می شود آیا تخفیف و تبدیل است و یا تعلیق اگر آن را نوعی تخفیف بدانیم که مقررات آن در ماده 22 قانون مجازات اسلامی صریحا قید گردیده است و حرفی از تقسیط به میان نیاورده است اگر آن را نوعی تعلیق بدانیم که باز موارد آن در ماده 25 قانون فوق بیان شده است اگر آنرا نوعی تبدیل فرض کنیم که این مسئله نیز در ماده 22 قانون مجازات با رعایت مقررات خاص آمده و در صورت احراز جهات مخففه مقرر در این ماده دادگاه می تواند مجازات قانونی جرم را به مجازات از نوع دیگر که به حال متهم مناسب تر است تبدیل نماید پس با توجه به قوانین موجود تقسیط نه تخفیف است و نه تبدیل و نه تعلیق بلکه می توان گفت یک نوع ارفاق عرفی به محکوم است وقتی محکوم علیه به علت نداشتن دارایی یا عدم کفایت دارای یا عدم دسترسی به اموالش قادر به پرداخت جزای نقدی نمی باشد با توجه به تعریفی که قانونگذار از معسر در ماده 1 قانون اعسار نموده است معسر کسی است که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود قادر به تادیه مخارج محاکمه یا دیون خود نباشد و شرایط مقرر در ماده 37 قانون اعسار که مقرر می دارد اشخاصی که دارایی نداشته یا دارایی آنها کافی برای تادیه تمام بدهی نباشد ولی با عایدات شغل و حرفه خود بتوانند تمام یا قسمتی از بدهی خود را بپردازد محکمه (در مورد محکوم به ) و اداره ثبت (در مورد اوراق لازم الاجرا ) با در نظر گرفتن مبلغ بدهی و عایدات بدهکار و معیشت ضروری او میزان و مدت و عده اقساطی که باید داده شود تعیین خواهد نمود بنظر می رسد درخواست تقسیط از ناحیه محکوم علیه نوعی اعسار می باشد و طبق تبصره 3 ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1351 که مقرر می دارد در صورتی که محکوم علیه پس از تحمل نصف مدت بازداشت بدل از جریمه نتواند جزای نقدی یا ضرر و زیان مدعی خصوصی را بپردازد و به موجب حکم دادگاه صادر کننده حکم جزایی نیز معسر شناخته شود از زندان آزاد می شود . .. تقاضای اعسار تا تحمل نصف حبس بدل از جریمه نقدی قابل استماع نخواهد بود نظر به اینکه هدف قانونگذار از تصویب جریمه نقدی به عنوان مجازات ایجاد رعب و هراس و زنگ خطر بوده است با توجه به اینکه قانون و شرع اختیارات وسیعی به قاضی داده است او منی تواند طبق ماده 22 و 25 و ... استفاده نموده و در موقع صدور رای تمام جوانب و مشکلات بعدی مجازات جزای نقدی در نظر گرفته و سپس به صدور حکم طبق قوانین موجود به جز برخی مواردی که تصریح قانونی وجود دارد تغییر آن امکان پذیر نمی باشد در ماده 27 قانون مجازات اسلامی مقرر شده است قرار تعلیق اجرای مجازات ضمن صدور حکم محکومیت صادر خواهد شد و مجرمی که اجرای حکم مجازات از مفهوم ماده فوق و سایر قوانین استفاده می شود که هر تصمیمی که دادگاه قصد دارد بگیرد باید در هنگام صدور حکم باشد و بعد از آن پذیرفته نخواهد شد با عنایت به اینکه آنچه در درجه اول به ذهن هر شخصی از تقسیط متبادر است نوعی ارفاق در مهلت و تخفیف و ...باید در هنگام صدور حکم مد نظر قرار داده شود شخصی که قادر به پرداخت همه یا قسمتی و ... از جزای نقدی خود نمی باشد معسر است و طبق قانون در جزای نقدی تا تحقق شرایطی قابل اعسار نیست نتیجه اینکه تقسیط نوعی کمک و تخفیف و ارفاق مهلت در پرداخت می باشد و به نظر می رسد قانونگزار نخواسته است آن را در قانون ذکر نماید و ضمانت اجرای عدم پرداخت جزای نقدی هم همان حبس بدل از جریمه و زندان می باشد قاضی می تواند در صورت عدم توانایی متهم در پرداخت جریمه نقدی مجازات متهم را تقلیل و در تعضی موارد تعلیق نماید بنابر این جزای نقدی قابل تقسیط نمی باشد و قضاتی که معتقد هستند جزای نقدی قابل تقسیط نمی باشد به شرح ذیل استدلال نموده اند : 1- هدف قانونگذار از تصویب این گونه مجازاتها ایجاد هراس در مجرمین بوده است و با تقسیط کردن جریمه نقدی این هدف کم رنگ خواهد شد . 2- تقسیط جزای نقدی خلاف اصل است و هر امر استثنا بر اصل باید تصریح گردد و چون قانونگذار در قوانین مدون تقسیط جزای نقدی را مجاز اعلام نکرده است و هرجا که توهم خلاف آن به ذهن رسیده به صورت قاطع نسبت به رد آن مقرراتی وضع نموده است که از جمله می توان به ماده 31 قانون مبارزه با مواد مخدر سال 1367 تشخیص مصلحت نظام را نام برد که مقرر می دارد : محکومانی که قادر به پرداخت همه یا بخشی از جریمه نقدی مورد حکم نباشد باید به ازای هر هزار تومان ده روز در زندان های نیمه یا باز و یا مراکز اشتغال حرفه آموزی اقامت نمایند در صورتی که طرز کار و رفتار محکومان در مدت اقامت مذکور شایسته باشد بنابر تشخیص مسئولان اداره مراکز و این مدت تا 3 روز در ازای هر هزارتومان قابل تقلیل است . 3- اگر جزای نقدی را قابل تقسیط بدانیم در بعضی موارد اجرای مجازات جریمه نقدی اعمال نخواهد شد و اگر هم اجرا شود سالها جهت دریافت محکوم به فرصت لازم است در صورتی که هدف قانونگذار در تصویب این نوع مجازاتها فوریت آن بوده است . 4- اگر تقسیط را دارای ماهیتی مثل کیفیات مخففه و امثال آن بدانیم باید در حین صدور حکم مورد توجه قرار گیرد نه بعد از آن 5- قاضی موظف است برطبق نص قانونی رای صادر نماید و در خصوص تقسیط جزای نقدی نصی در این خصوص تقسیط جزای نقدی نصی در این خصوص نداریم . 6- می دانیم که محکوم به مالی طبق قوانین مصرحه با تحقق شرایطی قابل تقسیط می باشد و مبنای محکوم به مالی یا دین است و یا جریمه نقدی حسب قوانین موضوعه دین قابل تقسیط می باشد ام شک و شبهه ای که وجود دارد این است آیا جزای نقدی مثل دین با توجه به عدم نص قانونی قابل تقسیط است ؟ در اینجا ما باید از شبهه موضوعی مصداقیه استفاده نمائیم یعنی ما حکم قضیه تقسیط محکوم به مالی را می دانیم اما در مصداق آن شک وشبهه داریم مثل مفهوم روزنامه کثیر الانتشار در ماده 94 قانون آیین دادرسی مدنی در این جا مفهوم روزنامه کثیر الانتشار را می دانیم اما بحث بر سر این است آیا فلان روزنامه مثل همشهری را در بر می گیرد یا نه باید به شبهه موضوعی مصداقیه مراجعه نمود و گفت آنچه قدر متیقن است آن را در بر می گیرد و باید به آن عمل نمود ولی در خصوص مواردی که شبهه و شک داریم اصل برائت را جاری می کنیم نتیجه اینکه جزای نقدی شامل تقسیط محکوم به مالی نمی گردد . 7- بند دال ماده 1 آیین اجرایی ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی سال 1351 ناظر به عفو مالی است که از سوی دادستان با رعایت شرایطی به وزیر دادگستری پیشنهاد می شد و در صورت موافقت اجرا می گردید اما با توجه به تغییر سیستم قضایی و پیروزی انقلاب اسلامی این اختیار طبق بند 11 اصل 110 قانون اساسی و ماده 24 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه با مقام رهبری است و آئین نامه اجرایی ماده 2 بطور کلی صراحتا نسخ شده است . حال که نظرات مختلف مورد بحث قرار گرفت بنظر نگارنده نظریه دوم معقول تر مبتنی بر روح و مفاد قوانین موضوعه و موافق اصول مسلمه قضایی است زیرا بر قضات است که با حسن تفسیر و تعبیر عملا منظور قانونگذار را تامین سازند و در موضوع تقسیط هدف قانونگذار فوریت آن بوده است با توجه به اینکه عدم توانایی در پرداخت ...و درخواست تقسیط از ناحیه محکوم علیه نوعی اعسار محسوب می شود و لااقل ر حکم اعسار است و نظریه اداره حقوقی در این رابطه در پاسخ این سئوال که آیا دعوی اعسار کسی که محکوم بر پرداخت جزای نقدی شده وبه علت عجز از پرداخت آن زندانی گردیده قابل استماع است چنین اعلام نموده است . اعسار محکوم علیه پس از تحمل نصف مدت بازداشت بدل از جریمه با توجه به تبصره 3 ماده 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی قابل قبول نیست چنانچه حکم اعسار او صادر گردد از زندان آزاد خواهد شد ولی قبل از تحمل نصف مدت بازداشت بدل از جریمه برفرض هم که اعسار او محرز باشد اثر ندارد . و هدف قانونگذار از تصویب چنین مجازات هایی برخورد قاطع با مجرمین است و همچنین معنای لغوی تقسیط و جزای نقدی به نظر می رسد نظریه دوم که جزای نقدی را قابل تقسیط نمی داند اصلح و بر حال جامعه انفع باشد .

منبع:معاونت آموزش دادگستری استان تهران


اتهام کلاهبرداری و مبلغ جزای نقدی
نویسنده: محمدحسنی

فردی به اتهام کلاهبرداری به 2 سال حبس و پرداخت 4 میلیون تومان جزای نقدی محکوم می‌شود و 21 ماه از مدت حبس خود را سپری می‌نماید. در مراحل بعدی رسیدگی در شعبه تشخیص دیوان عالی کشور مدت حبس وی را از 2 سال به یک‌سال کاهش می‌دهد. در خصوص مدت حبس اضافه‌ای که محکوم‌علیه سپری کرده است، آیا می‌توان مبلغ جزای نقدی را به جای حبس اضافی که وی تحمل کرده به ازای هر روز 15 هزار تومان محاسبه کرد؟

آقای یاوری (دادیار دادسرای دیوانعالی کشور):
با توجه به اطلاق رأی وحدت رویه شماره 654 – 01/7/08 هیأت عمومی دیوان عالی کشور که مقرر داشته: «به موجب تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی دادگاه مکلف است که ایام بازداشت قبلی محکوم‌علیه در پرونده مورد حکم را از مجازاتهای تعزیری و یا بازدارنده کسر نماید و چون حبس و جزای نقدی هر دو یک نوع و از مجازاتهای تعزیری و بازدارنده می‌باشند و عدم محاسبه و مرعی نداشتن ایام بازداشت قبلی برخلاف حقوق و آزادی‌های فردی است علیهذا به حکم تبصره مذکور کسر مدت بازداشت از محکومیت جزای نقدی و احتساب و تبدیل آن به جزای نقدی قانونی است...» و با توجه به ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی که بیان داشته: «... در صورتی که محکومیت مذکور توأم با مجازات حبس باشد بازداشت بدل از جزای نقدی از تاریخ اتمام مجازات حبس شروع می‌شود...» و نیز ماده 11 آیین‌نامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی که مقرر داشته: «... در کلیه مواردی که استیفاء جزای نقدی از اموال محکوم‌علیه مستلزم اقداماتی است که اجرای حکم را به تاخیر می‌اندازد از محکوم‌علیه تأمین گرفته خواهد شد و هرگاه این تأمین منتهی به بازداشت محکوم‌علیه شود از میزان محکومیت او کسر خواهد شد...» و با توجه به اینکه از حیث سلب آزادی اشخاص، فرقی بین حبس مبتنی بر قرار تأمین و حبس مبتنی بر حکمی که بعداً تقلیل یافته وجود ندارد، لذا به عقیده اینجانب در فرض سوآل، حبس اضافی قابل محاسبه با جزای نقدی بوده و به همان نسبت از جزای نقدی کسر خواهد شد.

آقای پسندیده (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 5 تهران):
آنچه از روح قوانین و مقررات کیفری استنباط می‌شود اصل مجازات بموجب قانون و پرهیز از مجازات مضاعف می‌باشد. اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها منادی این است که هر شخص باید بموجب قانون و به تناسب و میزان کیفر مندرج در قانون مجازات شود. هیچ‌کس نباید خارج از مقررات مدون و فراتر از کیفر مندرج در قانون مجازات شود، خواه این امر به صورت صدور حکم به مجازات فراتر از قانون باشد و یا به صورت تجمیع مجازات‌های مضاعف و جلوگیری از اعمال صحیح قانون باشد.
شخصی که به اتهام کلاهبرداری تحت تعقیب قرار می‌گیرد، مجازاتی که در انتظار ایشان است به موجب ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری، عبارت است از حبس، جزای نقدی، رد مال. فرض اعمال هر سه مجازات در قانون برای مرتکب این جرم به موجب قانون تکلیف شده است. توجهاً به اینکه محکوم‌علیه به موجب رأی قطعی، در معرض اجرای حکم قرار می‌گیرد و اولین مجازاتی که در مورد ایشان اعمال می‌شود (قاعدتاً) سلب آزادی ایشان و اجرای مجازات حبس می‌باشد و یا ممکن است محکوم‌علیه در جریان تحقیقات مقدماتی بعلت عجز از تودیع وثیقه و یا معرفی کفیل و یا با صدور قرار بازداشت موقت در بازداشت به سر می‌برد و به‌موجب رسیدگی از جانب مقام دیوانعالی کشور مجازات ایشان تبدیل شود و یا تخفیف یابد، در این فرض آیا می‌توان کوتاهی و یا قصور مقام صادرکننده رأی قطعی را موجب اجرای مجازات مضاعف در مورد محکوم‌علیه نمود یا خیر؟
قانونگذار نحوه اجرای تمام مجازات‌ها را تبیین نموده است، چنانچه قسمتی از حکم در مرحله تحقیقات مقدماتی و یا در مرحله محاکمه اجرا شود در مقام اجرا باید آن موارد در مجازات مندرج در دادنامه محکوم‌علیه لحاظ شود، مدت ایام بازداشت قبلی محکوم‌علیه باید از ایام محکومیت حبس ایشان کسر شود. (ماده 18 قانون مجازات اسلامی) چنانچه در مرحله تحقیقات مقدماتی و یا محاکمه، محکوم‌علیه مال مورد ادعای شاکی را پرداخت کرده است ولی در دادنامه لحاظ نشده است، مقام اجرای حکم باید این قسمت را لحاظ کند. (مجازات رد مال سالبه به انتفاء موضوع می‌شود.)
در مورد نحوه اجرای مجازات جزای نقدی قانونگذار راهکار ارائه داده است. راه اول این است که محکوم‌علیه را باید الزام کرد که جزای نقدی مندرج در دادنامه را نقداً پرداخت نماید. بموجب ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 1377/8/10، هرکس که محکوم به پرداخت جزای نقدی می‌شود و آن را نپردازد و یا اموالی غیر از مستثنیات دین از نامبرده به دست نیاید به دستور قاضی صادرکننده حکم به ازای هر یکصد هزار ریال با کسر آن یک روز بازداشت می‌شود.
در سابقه ماده 18 قانون مجازات اسلامی، احتساب جزای نقدی با ایام بازداشت قبلی به صراحت بیان شده بود. آزادی افراد به عنوان بالاترین حقوق فردی در شرع و قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است و تعرض به آن در هر حال ممنوع شده است مگر بموجب قانون و از جانب مقام قضائی صالح در احتساب بازداشت قبلی محکوم‌‌علیه در مورد مجازات کیفر جزای نقدی ایشان تردید نیست. شاید تردید در این باشد که قانون و یا مقررات محاسبه مبلغ مابه‌ازاء سلب آزادی محکوم‌علیه می‌باشد. به نظر می‌رسد که محاسبه ایام بازداشت قبلی بدل از جزای نقدی کاملا قانونی است و رعایت حقوق محکوم‌علیه پرهیز از تضییع حقوق ایشان، ایجاب می‌کند که این امر محقق شود و در اینکه مبنای محاسبه حبس بدل از جزای نقدی، باید زمان اجرا و محاسبه باشد. تبصره مندرج در ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 1377 پاسخگوی این نیست، چرا که در این تبصره تعدیل میزان و مبلغ حبس بدل از جزای نقدی، ذکر شده است نه اینکه مبنای محاسبه حبس بدل از جزای نقدی را بیان کرده باشد. بنابراین ابهام همچنان باقی است، پاسخی که به نظر می‌رسد باید مقررات محاسبه حبس بدل از جزای نقدی زمان اجرا و محاسبه را در نظر گرفت.
آقای یزدان‌زاده (قاضی دیوانعالی کشور):
دیوانعالی کشور رأی تجدیدنظر یا فرجام‌خواسته را نقض و ابرام می‌نماید و حکم ماهوی نمی‌دهد در نتیجه مورد سوآل منتفی است اما در مورد احتساب جزای نقدی به جای حبس به رأی وحدت رویه شماره 654 – 80/7/10 هیأت عمومی دیوانعالی کشور توجه شود.

آقای رضایی‌نژاد (دادگستری اسلامشهر):
سوآل پیش آمده همچون سایر ابهامات مشابه باز هم ناشی از تقنین خلاف اصول و ساختمان حقوقی پذیرفته شده و دخالت‌های مخل نظم حقوقی می‌باشد. چنانکه در عالم حقوق با همه نظم و چارچوبهای آن تغییر اینگونه در مجازات، که نتیجه آن حبس بلاجهت بوده که تحمل شده کاشف به عمل آمده که مستحق آن نبوده است بر فرض پذیرش صحت رأی، امری دشوار و مبهم است باز هم با این قصد که با امر واقع روبه‌رو هستیم. رعایت حقوق تضییع شده محکوم‌علیه، تقنین به نفع وی و جبران مافات به اقتضای محاسبه حبس و جریمه را دارد.
آقای شهریاری:
نظریه اکثریت همکاران قضائی دادسرای جنایی تهران
با توجه به تبصره 18 ماده 295 آیین دادرسی کیفری و رأی وحدت رویه سال 1370 و تفسیر به نفع متهم می‌توان مبلغ جزای نقدی را بجای حبس اضافی احتساب کرد گرچه تبصره ماده 18 و ماده 295 و رأی وحدت رویه مذکور اشاره به اتهام و اتهامات و بازداشت قبل از صدور حکم نموده است و به محکومیت اشاره ننموده است لیکن با توجه به روح مواد مذکور و نفع متهم احتساب حبس اضافی با جزای نقدی جایز می‌باشد.

آقای جعفری (مجتمع قضائی شهید فهمیده):
هرچند که به نظر می‌رسد که صدور چنین حکمی از دیوان عالی کشور برخلاف تبصره یک ماده یک قانون مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری است. لکن احتساب ایام حبس اضافی به جای جزای نقدی پرداخت نشده مطابق قانون باید محاسبه شود و این نیز بر اساس قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی اعمال و اجرا خواهد شد.

آقای موسوی (مجتمع قضائی شهید بهشتی):
نظر باالاتفاق همکاران قضائی مجتمع قضائی شهید بهشتی، در پاسخ به این سوآل مثبت بود و به دلایل ذیل قائل به محاسبه ایام حبس تحمل شده در کسر میزان جزای نقدی می‌باشند.
1‌ـ‌ مطابق تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی در صورت بازداشت قبلی متهم،‌ دادگاه پس از تعیین تعزیر، به تناسب مدت بازداشت قبلی از میزان تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده کسر می‌نماید. کلمه تعزیر اطلاق داشته و علاوه بر حبس جزای نقدی را هم شامل می‌شود و بدیهی است ایام بازداشت قبلی قابل محاسبه برای کسر و کاهش جزای نقدی محکوم‌علیه می‌باشد.
2‌ـ‌ بر اساس قاعده تفسیر مضیق قوانین جزایی به نفع متهم حتی در فرض ابهام در تحمیل محدودیت‌هایی برای متهم یا محکوم‌‌علیه شیوه صحیح اتخاذ طریق مساعد به حال وی می‌باشد.
3‌ـ‌ مرجع قضائی با توجه به شرایط و وضعیت متهم مجازاتی را در قالب و میزان مشخص برای وی در نظر می‌گیرد و زمانی که مجموع این مجازات از سوی متهم تحمل شده خواه در محاسبه این مجموع یک نوع مجازات مطرح بوده و یا ترکیبی از مجازات‌ها، خلاف اصل عدالت و انصاف است که فراتر از مجازات مورد نظر در حکم، وی را مشمول مجازات نماییم. از این جهت وقتی به اعتقاد مرجع قضائی 6 ماه حبس تعزیری مناسب بزه ارتکابی و به منظور تغییر رفتار متهم کافی بوده، منصفانه نیست که مدت زمان اضافه بازداشت وی مورد توجه و لحاظ قرار نگیرد.

آقای فضلعلی (دادسرای امور اقتصادی):
نظریه اتفاقی: با توجه به رأی وحدت رویه شماره 654 مورخ 1380/7/10 پاسخ مثبت است و مطابق تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی، کسر مدت بازداشت قبلی از محکومیت جزای نقدی و احتساب و تبدیل آن به جزای نقدی، ‌مطابق موازین قانونی است.

آقای نصراله‌پور (دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 12 تهران):
بدواً باید گفت که این سوآل دارای دو ایراد می‌باشد: اولاً اینکه دیوان عالی کشور به موجب ماده 264 قانون آیین دادرسی کیفری رسیدگی شکلی می‌نماید نه ماهیتی مگر اینکه شعب تشخیص باشد که اشتباهاً دیوان عالی کشور ذکر شد. ثانیاً: با توجه به رأی وحدت رویه صادره و تبصره یک از ماده یک قانون تشدید مجازات ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مجازات حبس کلاهبردار در هر حال اگر موجبات تخفیف فراهم باشد نمی‌توان از یک سال کمتر تعیین نمود.
بنابراین در پاسخ به متن سوآل باید عرض کنم که: مواد مربوط به احتساب ایام بازداشتی قبلی عبارتند از تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی که آمده است: «تبصره: چنانچه محکوم‌علیه قبل از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده امر مطرح بوده بازداشت شده باشد دادگاه پس از تعیین تعزیر، از مقدار تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده به میزان بازداشت قبلی وی کسر می‌کند.» که سابقه تاریخی این ماده برمی‌گردد به ماده 17 قانون مجازات عمومی مصوب 1352 که آنجا آمده بود: «مدت کلیه حبس‌ها از روزی شروع می‌شود که محکوم‌علیه به موجب حکم قطعی قابل اجرا محبوس شده باشد. لیکن اگر محکوم‌علیه قبل از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده امر مطرح بوده بازداشت شده باشد، بازداشت مزبور بجای حبس یا جزای نقدی مندرج در حکم احتساب می‌شود.» ملاحظه می‌گردد که صراحتاً از لفظ احتساب بازداشت قبلی بجای جزای نقدی اشاره دارد و در تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی نیز از عبارت «... دادگاه پس از تعیین تعزیر از مقدار تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده به میزان بازداشت قبلی وی کسر می‌کند.» صراحتاً عبارت «تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده» بصورت مطلق آورده است. باز مواد مربوط به موضوع ماده 487 ق.آ.د.ک سابق می‌باشد که الان در ماده 295 ق.آ.د.ک آمده که ارتباط مستقیم با مورد سوآل ندارد. مضافاً اینکه فلسفه وضع این مواد رعایت حقوق و آزادی‌های فردی و قاعده انصاف و عدالت است و این مواد از مواد ارفاق‌آمیز و مساعد به حال متهم و از قواعد آمره و تکلیفی می‌باشد هرچند بعضاً در قوانین ماهیتی آمده است اما در اصل ماهیت قوانین شکلی و جزء قوانین تشکیلاتی می‌باشد و می‌بایست تفسیر موسع نمود و با توجه به ارتباط مستقیم با سلب آزادی متهم علی‌القاعده باید در مقام شک به‌نفع متهم تفسیر نمود.
همچنین به موجب رأی وحدت رویه شماره 654 مورخ 1370/7/10 که آمده است: «به موجب تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی دادگاه مکلف است که ایام بازداشت قبلی محکوم‌علیه در پرونده مورد حکم را از مجازات‌های تعزیری و یا بازدارنده کسر نماید و چون حبس و جزای نقدی هر دو یک نوع و از مجازات‌های تعزیری و یا بازدارنده می‌باشند و عدم محاسبه و مرعی نداشتن ایام بازداشتی قبلی برخلاف حقوق و آزادی‌های فردی است علیهذا به حکم تبصره مذکور کسر مدت بازداشت از محکومیت جزای نقدی و احتساب و تبدیل آن به جزای نقدی قانونی است. بنابراین رای شعبه دوم دادگاه نظامی یک فارس که با این نظر انطباق دارد و به اکثریت آرای اعضای هیأت صحیح و منطبق با موازین شرعی و قانونی تشخیص می‌گردد.» ملاحظه می‌گردد که این رأی وحدت رویه نیز مؤید احتساب جزای نقدی بدل از حبس می‌باشد.
هرچند اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی شماره 7/229 مورخ 1383/3/2 آورده است: «به استناد رأی وحدت رویه شماره 654 – 01/7/731 هیأت عمومی دیوان عالی کشور محاسبه بازداشت قبلی و کسر مدت آن از محکومیت جزای نقدی اختصاص به محکومین دادگاه‌های نظامی دارد و قابل تسری به محکومین دادگاه‌های عمومی و انقلاب نیست، زیرا قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری در مورد آنان قابل اجرا نیست و به همین دلیل در رأی وحدت رویه مذکور ذکری از تبصره ماده 295 ق.آ.د.ک 1378 نشده است. به عبارت دیگر در مورد محکومین دادگاه‌های عمومی و انقلاب تبصره ذیل ماده 295 قانون مارالذکر جاری است و رأی وحدت رویه شامل محکومین دادگاه‌های اخیرالذکر نیست.»
ملاحظه می‌گردد که عقیده اداره حقوقی قوه قضائیه بر عدم احتساب جزای نقدی به جای بازداشت قبلی دارد. به نظر می‌رسد که این نظریه صحیح نباشد چرا که:
اولاً: تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی هم در محاکم نظامی و هم در محاکم عمومی کیفری قابلیت اعمال دارد و به قوت خود باقی است.
ثانیاً: آنچه مهم است استدلال و استنباط هیأت عمومی دیوان عالی کشور از مواد قانونی مخصوصاً تبصره ماده 18 می‌باشد که بموجب ماده 27 ق.آ.د.ک در مقام رفع شهبه و تفسیر نظر قانونگذار آمده است.
ثالثاً: چه خصوصیتی در دادگاه نظامی و متهمین آن هست که در دادگاه عمومی کیفری و متهمین آن وجود ندارد که مشمول این رأی وحدت رویه و تفسیر تبصره ماده 18 نگردند به نظر می‌رسد به طریق اولی و با توجه به قیاس اولویت شامل محاکم عمومی کیفری می‌گردد.
رابعاً: ماده 295 ق.آ.د.ک و تبصره آن مربوط به احتساب حبس بجای بازداشت قبلی می‌باشد نه احتساب بازداشت قبلی به جای جزای نقدی و ارتباطی به آراء صادره از محاکم بدوی نظامی نداشت.
علی ای حال با عنایت به مراتب فوق و سابقه تاریخی این مواد و فلسفه وضع آن و قاعده انصاف و عدالت قضائی و رأی وحدت رویه شماره 654 – 01/7/0731 و ارفاق‌آمیز و مساعد به حال متهم بودن این مواد و تفسیر به نفع متهم و تفسیر موسع از قوانین تشکیلاتی و با توجه به قانون محکومیت‌های مالی و آیین‌نامه آن در اینگونه موارد می‌بایست مدت بازداشتی قبلی و حبس اضافی را به جای جزای نقدی محاسبه نمود. نظر اکثریت همکاران قضائی دادسرای ناحیه 12 نیز همین بوده است.

آقای مومنی (شورای حل اختلاف):
نظر به اینکه تعیین نوع و میزان مجازات باید منبعث از «اصل قانونی‌بودن مجازات» و متناسب با شرایط و شخصیت محکوم‌‌علیه باشد، با این فرض سلب هرگونه آزادی افراد منوط به حکم قانون است بنابراین تحمل حبس بیش از آنچه که به موجب حکم نهایی مرجع صلاحیت‌دار قضائی تعیین شده، فاقد توجیه است. همچنین با «تفسیر قانون جزا به نفع متهم» چنین استفاده می‌شود که می‌توان میزان جزای نقدی را که «واجد جنبه عمومی» است جایگزین حبس تحمل شده (که آن هم واجد جنبه عمومی) نماییم. تنقیح مناط تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی نیز مشعر بر همین برداشت است در نتیجه پاسخ سوآل مثبت است.

آقای مقدم‌زهرا (مجتمع قضائی شهید مطهری):
محکوم‌علیه از پرداخت جزای نقدی در قبال فلان مبلغ یک روز بازداشت، این خودداری را گفته: که بر فرض به جزای نقدی محکوم گردیده و آن را پرداخت کرده است؛ اگر قانون این باشد پس ما بایستی جزای نقدی را به شخص برگردانیم یا نه، وقتی گفته اگر شخص خودداری کند که این خودداری نکرده است. ما چه دلیلی داریم که بگوییم در قبال حبس قبلی از جزای نقدی وی کسر کنیم مگر اینکه از اصل تفسیر قانون به نفع متهم داشته باشیم.

آقای حسینی (دادسرای عمومی و انقلاب پاکدشت):
آنچه که در ماده 295 و ماده 18 بیان شده که احتساب زمان حبس قبل از محکومیت است و استدلالها برای اثبات این قضیه بود. مثلاً شخصی قبلا بازداشت بوده و الان برای آن جزای نقدی لحاظ می‌کنند و این بایستی برایش به حساب آید.
ولی شخصی محکومیت حبس داشته و این منصرف از رأی وحدت رویه و ماده 295 است در ماده 295 که زمان اجرای حبس را قطعیت حکم اعلام نموده و تبصره سخن از اتهامات نموده است و نه محکومیت که رای وحدت رویه هم همین است. دولت جمهوری نیز برای شخصی که بی‌دلیل بازداشت بوده هزینه‌ای نمی‌پردازد در اینجا نیز برای وی نمی‌توان لحاظ نمود.

آقای رضوانفر (دادسرای انتظامی قضات):
دادگاه‌ها حبس را به جزای نقدی تبدیل می‌کنند و اشکالی ندارد و از طرفی دیگر جزای نقدی نیز قابل احتساب به حبس می‌باشد و هر دو قابل تبدیل به یکدیگرند و اگر محکوم‌علیه نیز بی‌جهت در حبس بماند ولو اینکه از همکاران اشاره کردند که دولت جمهوری اسلامی ایران خسارت نمی‌دهد ولی این خسارت قابل مطالبه است و بایستی به وی پرداخت کنند. وقتی که قانونگذار در زمانی حرف می‌زند که هنوز حکمی به میان نیامده از اتهام، جرم و مجرمیت بحث می‌کند ولی وقتی محکوم شد، گفته می‌شود محکوم و محکوم‌علیه و بحثی از اتهام نداریم و اگر شخصی هم جزای نقدی را پرداخت کند و مدتی نیز در زندان بوده و نمی‌تواند پول را پرداخت کند و این پول قابل برگشت است با اجازه دادگاه نه اجرای احکام. بنابراین حبسی که قبل از اجرای حکم و در زمان اتهام تحمیل شده به شخصی که بایستی زندانی شود و بعدا محکوم شده قابل محاسبه به جزای نقدی می‌باشد.

اتفاق نظر اعضای محترم کمیسیون حاضر در جلسه
با توجه به تجویز رسیدگی ماهوی توسط شعب تشخیص دیوانعالی کشور نظر به اینکه حکم موضوع سوآل در یکی از شعب تشخیص نقض و حکم دیگری صادر شده که در نتیجه مدت حبس محکوم‌علیه کاهش یافته است لذا این حکم قطعی و قابل اجرا خواهد بود اما چون نامبرده پیش از محکومیت اخیر در حبس بوده حبس اضافی که تحمل کرده می‌بایست با توجه به تبصره ماده 18 قانون مجازات اسلامی و رای وحدت رویه شماره 645 – 01/7/08 و ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی و ماده 11 آئین‌نامه قانون مذکور محاسبه و از جزای نقدی مورد حکم کسر گردد. (به ازای هر روز حبس اضافی مبلغ 15 هزار تومان) زیرا همان طور که ایام بازداشت قبلی محکوم‌علیه از مجازات‌های تعزیری و بازدارنده کسر می‌شود به طریق اولی حبس اضافی وی نیز باید محاسبه و از جزای نقدی مورد حکم کسر گردد.

کلاهبرداری با انتقال مال غیر

فروش مال غیر

فروش مال غیر از جمله جرایمی است كه علاوه بر اینكه نظم و امنیت جامعه را به هم می‌زند، خسارات مادی بر قربانی جرم وارد می‌کند؛ یعنی زمانی كه شخصی مرتكب این جرم می‌شود، علاوه بر اینكه جرمی انجام داده، مال شخصی دیگر را نیز به فروش رسانده است که این امر موجب ورود زیان به صاحب ملک و مال می‌شود.

 

ادامه نوشته

پرینت پیامک ها ، مشاوره حقوقی آنلاین

پرینت پیامک

پرینت اس ام اس و مکالمات 

 

سوال :
آیا شوهر میتواند پرینت محتوای پیامک های همسرش را از دادگاه درخواست نماید؟
تا چه مدت پرینت مکالمات قابل دریافت است؟

 

ادامه نوشته

سوء رفتار و ضرب و شتم زوج

زنی 35 ساله دارای دو فرزند هستم . شوهرم در ماه های اخیر چندین مرتبه من را مورد ضرب و جرح قرارداده است و با توهین و بد رفتاری مرا از خانه بیرون کرد. اقدام به شکایت کردم و ازهمسایه ها برای موضوع شکایت استشهادیه گرفته ام. بارها تصمیم گرفتم منزل مشترک را ترک کنم و به منزل پدرم بروم اما بخاطر فرزندانم در منزل شوهرم زندگی میکنم.

برای اثبات کلیه جرایم من جمله ضرب و جرح  نیاز به دو شاهد دارید ؛ لیکن قاضی می‌تواند بر اساس شهادت یک گواه یا وجود برخی امارات دیگر مانند گواهی پزشکی قانونی و ... تصمیم مقتضی بگیرد. در رابطه با جرح بهتر است به پزشکی قانونی مراجعه کنید.
بنابراین برای اثبات ضرب و جرح تنها اشتشهادیه کافی نیست . بلکه شهود میبایست در دادگاه حاضر شوند. اگر شهود حاضر نیستند در دادسرا شهادت دهند آنها را معرفی کنید نام و آدرس شهود را اعلام کنید. دادسرا ایشان را احضار خواهد کرد.

مطابق ماده 1103 قانون مدنی، زوجین مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.
از جمله رفتارهایی که سوء رفتار زوج نسبت به زوجه بشمار میرود ، ضرب و جرح زوجه توسط زوج یا اعتیاد مضر زوج است.
در صورتی که سوء رفتار زوج ادامه داشته باشد می‌تواند دلیلی برای اجبار زوج به طلاق تلقی شود که تشخیص آن با مقام قضایی است. بر اساس ماده 1130 قانون مدنی در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می‌تواند زوج را اجبار به طلاق کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد، زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می‌شود.
عسر و حرج در این ماده یعنی به وجود آمدن وضعیتی که ادامه‌ زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد.
اگر ثابت نمایید وجود شما در منزل زوج خوف جانی یا حیثیتی برای شما در برخواهد داشت، اجباری به زندگی در منزل زوج نخواهید داشت و میتوانید درخواست سکونت در مسکن جداگانه از زوج را داشته باشید.همانطور که ماده 1115 قانون مدنی نیز این موضوع را مورد توجه قرار داده است که اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، زن می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه‌ ضرر مزبور، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده‌ شوهر خواهد بود.

ادامه نوشته

مزاحمت تلفنی ، مشاوره حقوقی

مزاحمت تلفنی

سوال :
سلام
بنده در پرونده ای بعنوان مزاحمت تلفنی ازم شکایت شده ولی بعدا تلفنم قطع شده در حالی که دادگاه تشکیل نشده  و قصد تماس با اون فرد را داشتم نه مزاحمت.
اون طرف هم فهمیده و حالا بخاطر همه چی گذشت کرده
و رفته رضایت داده ولی دادگاه مختومه کردن رو هنوز اعلام نکرده با توجه به اینکه عنوان اتهام هم مزاحمت بوده
حالا چی میشه؟
برام دوباره احضاریه میاد که برم بگم این مزاحمت بوده یا نه؟ قبل از دادگاه رضایت داده.

پاسخ وکیل :
با سلام کاربر گرامی مزاحمت تلفنی عبارت است از اینکه کسی با استفاده از تلفن یا سایر وسایل مخابراتی، بدون جهت ضمن اشغال خط تلفن متعلق به اشخاص حقیقی یا حقوقی، موجبات اذیت و آزار و سلب آسایش طرف دیگر را فراهم نماید. مثل اینکه در نصف شب با به صدا در آوردن زنگ تلفن دیگری او را از خواب بیدار کرده، آرامش او را بر هم زند.
ایجاد مزاحمت تلفنی یک فعل عمدی آگاهانه است و به محض کشف، ملاک مسئولیت کیفری مزاحم شناخته می‌شود، مگر اینکه مرتکب با ارائه دلائل به دادگاه ثابت نماید که عمل او از روی حسن نیت بوده و با هدف مشروع انجام گرفته است.
بنابراین چنانچه اتهامی متوجه شما نباشد و با توجه به اعلام رضایت شاکی قرار منع تعقیب صادر خواهد شد.

 

مزاحمت تلفنی ، قرار منع تعقیب ، مشاوره حقوقی آنلاین

عدم حضور در دادگاه

سوال :
با سلام
برای بنده به تاریخ 95/9/06 توسط دادگاه کیفری 2 ابلاغیه صادر شده ولی ابلاغیه دیر به دست بنده رسیده و دادگاه در غیاب بنده حکم زیر را صادر کرده
به لحاظ فقد دلیل اثباتی مبنی بر تحقق بزه از ناحیه متهم و باستناد به ماده 4 قانون ایین دادرسی کیفری و  رای برایت متهم را صادر وظرف 20 روز مهلت اعتراض به صورت حضوری است.
حالا تکلیف بنده چیست ؟ به خاطر عضویت در Qnet


پاسخ وکیل:
با سلام کاربر گرامی چنانچه شما متهم هستید دادسرا رای بر بی گناهی و برائت شما داده است.بنابراین فعلا لازم نیست اقدامی نمایید.

شهادت دروغ

سوال:

پدر بنده فوت شده و مادربزرگ من در قید حیات است یه خانه ای داشتیم که زمینش به نام مادر من بوده
حالا عموی من رفته یک استشهاد تهیه کرده که یعنی پدر من یک باب منزل مسکونی داشته و ده تخته فرشو یک سفر حج عمره و داده چند نفر دیگه امضا کردن ما هم بعدش یک استشهاد تهیه کردیم و رفتیم نشون همونا که برای عموم امضا کرده بودند دادیم بعضی از اونها گفتند در استشهادیه که عمویتان داده بما دروغ گفته و برای ما هم امضا کردند یعنی دو نفرشون هم امضاشون در استشهاد عموم هست هم در استشهاد ما

حالا سوال من اینه یه سه چار نفر دیگشون اگه من بخوام شکایت بکنم از دستشون ایا محکوم میشن؟قباله ی زمین اون خونه هم موجوده که بنام مادرمه

مجازات اون سه چار نفر که استشهاد عمومو امضا کردن برای ما بسیار مهمه من فقط سوالم راجبه مجازات امضا کننده هاست؟
 
 
پاسخ وکیل :
با سلام. کاربر گرامی جرم شهادت کذب در صورتی مستوجب مجازات است که ادای شهادت در دادگاه و نزد مقامات رسمی صورت گرفته باشد. شهادت دروغ موجب بطلان حکم است و هر حکمی که بر این اساس صادر شود بلا اثر است .مطابق ماده 650 قانون مجازات اسلامی مجازات شهادت دروغ سه ماه تا دو سال حبس و یا یک میلیون و پانصد هزار تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی است.

چک برگشتی چه زمانی كيفری است و چه زمانی حقوقی؟

اگر روزي چكي را از شخصي در دست داشتيد و براي نقد كردن آن به بانك مراجعه كرديد و حساب صادركننده چك موجودي نداشت، براي دريافت طلب خود چه خواهيد كرد؟ به كدام محكمه مراجعه مي‌كنيد؟

قانون به صدور چک بلامحل به عنوان یک جرم نگاه کرده است. هر جرمی برای وقوع، نیاز به شرایطی دارد. قانون اعلام می‌دارد که در صورت وجود هر یک از حالات یا شرایط زیر، صدور چک بلامحل جرم كيفري نخواهد بود. بنابراین در هر یک از موارد زیر، شکایت شاکی به دلیل حقوقی بودن چک پيگرد كيفري نخواهد داشت:

1. در صورتی که چک دارای وعده باشد

چک باید به صورت نقد و بدون وعده صادر شود. زیرا چک باید همانند اسکناس وسیله پرداخت نقدی باشد. بنابراین اگر به فرض مثال، امروز چکی برای تاریخ فردا یا هفته یا ماه یا سال آینده صادر شود، صادرکننده چك مجازات كيفري نخواهد شد. زیرا این چک حقوقی است. همان‌طور که می‌دانید، صدور چک بدون وعده، بسیار نادر است و حتی بسیاری از چک‌هایی که صادرکنندگان آن توسط دادگاه به مجازات حبس محکوم می‌شوند، در واقع چک‌های وعده دار و حقوقی هستند اما دلیل تعیین مجازات در این موارد آن است که صادرکنندگان چک به عنوان متهم در دادسرا یا دادگاه قادر به اثبات این موضوع که چک به صورت وعده‌دار صادر شده است نیستند. بنابراین نحوه اثبات این موضوع و شیوه دفاع، از اهمیت فراوانی برخوردار است.

2 .هرگاه چک بابت تضمین انجام تعهد یا تضمین انجام معامله‌ای صادر شده باشد

منشأ و علت صدور چک باید بدهی صادرکننده معادل مبلغ چک باشد، مانند آنکه شخصی بابت خرید یک دستگاه اتومبیل یا آپارتمان یک فقره چک برای پرداخت تمام یا قسمتی از وجه معامله صادر کند. اما اگر مبنا و علت صدور چک مدیونیت و بدهکاری صادرکننده نباشد، بلکه به عنوان تضمین معامله یا تعهد صادر شده باشد صادرکننده قابل تعقیب کیفری و مجازات نخواهد بود. مثل آنکه شخصی مغازه یا منزل مسکونی را اجاره کرده باشد و مالک خانه یا مغازه در اجاره‌نامه از مستاجر تعهد بگیرد که در راس انقضای مدت اجاره و در پایان مدت اجاره، محل را تخلیه کند. سپس برای آنکه به گمان خود تضمینی برای این تعهد دریافت کرده باشد، از مستاجر بخواهد که یک فقره چک ( به طور مثال معادل قیمت منزل یا مغازه) به عنوان تضمین تعهد به تخلیه صادر و به او ارایه کند. مثال دیگر آنکه، خریدار یک دستگاه آپارتمان از فروشنده بخواهد برای تضمین تعهد به انتقال سند در دفترخانه، یک فقره چک صادر کند و به دست خریدار یا به نزد واسطه (بنگاه) بسپارد. در تمامی این موارد به دلیل آنکه صادرکننده در حقیقت مبلغ ذکر شده در متن چک را بدهکار نیست. بنابراین صادرکننده قابل تعقیب کیفری و قابل مجازات نخواهد بود. این که چک بابت تضمین صادر شده است ممکن است در متن خود چک ذکر شده باشد و یا آنکه این مطلب در چک بیان نشده باشد. اما صادرکننده بتواند به طریق دیگری (مانند قولنامه یا شهادت شهود) این موضوع را اثبات کند.

3. هرگاه چک سفید امضا صادر شده باشد

یعنی اینکه صادرکننده بدون قید مبلغ، تاریخ و نام دارنده، فقط چک را امضا و ارایه کرده باشد.

4 . در صورتی که ثابت شود چک بدون تاریخ صادر شده است

معمولا در این گونه موارد، دارنده چک، قبل از شکایت و قبل از مراجعه به بانک، مبادرت به درج تاریخ می‌کند. اما چنانچه در مرجع قضایی ثابت شود صادرکننده در هنگام صدور، تاریخ چک را ننوشته است صادرکننده مسئولیت کیفری نخواهد داشت.

5. هرگاه وصول وجه چک منوط به تحقق شرطی شده باشد

این شرط ممکن است در خود متن چک ذکر شده باشد یا آنکه بعدها بر اساس یک فقره قولنامه، صورتجلسه، شهادت شهود و غیره اثبات شود. به طورمثال خریدار اتومبیل، تمام یا قسمتی از مبلغ معامله را به صورت یک فقره چک صادر و در اختیار طلبکار (یعنی فروشنده) یا واسطه (بنگاه) بگذارد و شرط کند که تنها پس از انتقال سند در محضر، طلبکار حق داشته باشد به بانک مراجعه و وجه چک را وصول کند.

6. هرگاه ثابت شود چک بابت معاملات نامشروع یا ربا (بهره) صادر شده است.

7. هرگاه دارنده چک تا 6 ماه از تاریخ صدور چک برای وصول آن به بانک مراجعه نکند، یا ظرف 6 ماه از تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت (یعنی برگشتی از بانک) شکایت نکند.

غیر از موارد بالا، در سایر موارد، چک کیفری است یعنی صادرکننده چک قابل تعقیب کیفری و مستوجب مجازات خواهد بود.

مفهوم حقوقی شدن چک

اغلب تصور می‌کنند، چکی که حقوقی می‌شود از اعتبار افتاده است و بی‌ارزش است. در حالی که این‌گونه نیست. در چک‌های حقوقی فقط صادرکننده قابل تعقیب و مجازات كيفري نیست اما می‌توان تقاضای توقیف اموال و دارایی صادرکننده را کرد و دادگاه نیز حکم به پرداخت مبلغ چک خواهد داد مگر آنکه با دفاعیات خوانده (صادرکننده) ثابت شود که به طور کلی طلبی وجود ندارد یا آنکه چک بابت ربا صادر شده است یا به هر دلیل دیگر دارنده چک (خواهان) استحقاقی ندارد.

مطالبه وجه چک از دادگاه

برخی گمان می‌کنند برای وصول وجه چک از طریق دادگاه، فقط باید شکایت کیفری کنند. در حالی که حتی اگر این شکایت به نتیجه برسد، دادگاه تنها حکم به مجازات حبس خواهد داد و درباره طلب دارنده اظهار نظر نمی‌کند. هم درباره چک‌های کیفری و هم چک‌های حقوقی، دادگاه تنها در صورتی حکم به پرداخت مبلغ چک در وجه دارنده چک را صادر خواهد کرد که دارنده به عنوان خواهان، فرم مخصوص دادخواست را تکمیل و با پرداخت هزینه دادرسی از طریق ابطال تمبر و سایر تشریفات قانونی، آن را تحویل دفتر دادگاه کند.

در غیر این صورت دادگاه قانونا نمی‌تواند حکمی مبنی بر پرداخت مبلغ چک صادر کند. البته در بسیاری موارد، صادرکننده به علت ترس از مجازات، خود راسا مبادرت به پرداخت مبلغ چک می‌کند. در این صورت، زحمت تقدیم دادخواست نیز از دوش دارنده چک برداشته خواهد شد.

منبع: isna.ir